تبليغاتX
ذوالقرنين

ذوالقرنين

نقد ياوه های ناصر پورپيرار

مقاله ‌های مجله Persica ، سال 1995

مقاله‌های سال ۱۹۹۵ مجله Persica

دسترسی به برخی مجلات محدود است و این باعث می‌شود که ایران دوستان نتوانند به منابع علمی-پژوهشی دسترسی داشته باشند. تلاش می‌کنم برخی از این منابع را به مرور در این تارنما  قرار دهم. اگر در دانلود این مقاله‌ها مشکلی وجود دارد مرا آگاه کنید.


:The Meluḫḫan Cultural Heritage
Indianesque Stamp and Cylinder Seals, and their Relevance for the Acculturation Process of the Harappans abroad

DURING CASPERS, E.C.L

Still Waiting for the Imam
The Unresolved Question of intizār in Twelver Shi'ism

TURNER, P

The Performance of Poetry by the Ismā'īlī People of Badakhshān
An Example of Madāh from the Shāhdara-valley

VAN DEN BERG, Gabrielle, VAN BELLE, Jan

The Nasser D. Khalili Collection of Islamic ArtBLAIR, Sheila S., BLOOM, Jonathan M

New Evidence for the History of the Turquoise Glass Bowl in the Treasury of San MarcoSHALEM, Avinoam

Siyah Qalam
New Perspectives
GILLARD, Linda

The Kitab-i Samak 'AyyarSTOCKLAND, Will

+ نوشته شده در  2009/8/9ساعت 12:38  توسط ايران  | 

پورپیرار، اوج حقارت یا حماقت؟ مسئله اینست!

دانلود کتاب تاریخ روم

دانلود کتاب سواران زبده ساسانی

دانلود کتاب تاریخ جنگ ها: جنگ ایرانیان

دانولد کتاب اشمیت: خزانه تخت جمشید ١٩٣٩

دانلود کتاب اشمیت. تخت جمشید ١: ساختمان‌ها، سنگ نگاره‌ها، سنگ نبشته‌ها 

 دانلود کتاب اشمیت. تخت جمشید ٢: محتویات خزانه و دیگر یافته‌ها

دانلود کتاب اشمیت. تخت جمشید ٣: آرامگاه‌های شاهانه و دیگر یادمان‌ها  

دانلود کتاب دشمنان روم: اشکانیان و ساسانیان

///////

پورپیرار، اوج حقارت یا حماقت؟ مسئله اینست!

در یادداشت پیشین به شیرین کاری استاد پروفسور دیپلمه، اسلام شناس صهیونیست جناب آقای خاخام ناصر بناکننده یا همان ناصر پورپیرار پرداختم. یکی از مهمترین ویژگیهای این استاد بسیار اندیشمند گروهک تجزیه طلب پانترک، اینست که نمی‌داند که نمی‌داند و ظاهرا هر از چند گاهی باید به او فهماند که در جهل مرکب است.

ظاهرا یادداشت پیشین این تارنما، حضرت استاد را پریشان خاطر کرده و از سر دلداری دادن به رقصندگان پیرامون خیمه و خرگاهِ دروغ پراکنی‌اش، فرمایش‌هایی بسیار هوشمندانه پراکنده فرموده‌اند!

در تاریخ 28 اسفند 1387 آقای نیستانکی صاحب تارنمای پیوستگان پیامی در تارنمای ذوالقرنین گذاشت که در مورد سوتی جدید استاد بی‌همتا و بسیار دانا یادداشتی نوشته است. آن را خواندم و جالب دیدم. به پیشنهاد یکی از دوستان، نظر پراکنی جدید پورپیرار را که اوج نادانی او را به نمایش می‌گذارد، بررسی می‌کنم. پورپیرار در بخش نظرات یادداشت ایران شناسی به اصطلاح بدون دروغ (207) که همچون همیشه پر از کم خردی و بی‌خردی است، نوشته است که:

 نویسنده: ناصر پورپیرار                           سه شنبه 27 اسفند1387 ساعت: 19:12

.......... آقای خرمی. به دو دلیل نمی توان فاصله ی دو برابر شدن جمعیت را بیش از صد سال گرفت. نخست این که انسان حد اکثر پس از هشتاد سالگی قدرت تولید مثل ندارد و بعد هم اگر تا صد سال نسل دومی جایگزین نشود به معنای معدوم شدن کامل انسان است. (بخش نظرات، ایران شناسی به اصطلاح بدون دروغ 207)

 حضرت استاد که دارای تخصص والا در ادعا و قیافه دانا به خود گرفتن دارد، مدعی شده است که به دو دلیل نمی‌توان فاصله دو  برابر شدن جمعیت انسان، بیش از صد سال باشد!!! حضرت استاد که بیشتر بر اساس خصلت‌های خود طبابت می‌کند فرمایش فرموده که عدم توانایی تولید مثل انسان در سن 80 سالگی، عامل اصلی است که نمی‌توان فاصله دو برابر شدن جمعیت را بیش از 80 سال در نظر گرفت!!!!

اگر این مطلب پورپیرار به یک دموگرافیست بگویید، از ته دل به شما خواهد خندید و در نهایت بخاطر ایجاد مسرت در خودش، از شما تشکر خواهد کرد و حتما آن را به عنوان یک جوک و شاید یک خاطره پر خنده برای همکارانش بیان خواهد کرد.

آخر یکی نیست به این بابا بگوید پیرمرد! مگر مرض داری در موردی که هیچ اطلاعاتی نداری نظر می‌دهی؟ البته شاید هم مرض خاصی دارد که فکر می‌کند در مورد همه چیز دانای کل است.

پروفسور دیپلمه، یک روز پس از گوهر پراکنی روز سه شنبه‌اش، در روز چهار شنبه چیزی را توضیح می‌دهد تا به همگان ثابت شود این بابا هنوز فرق فرد، خانواده، همزادگان، و جمعیت را نمی‌داند. بخوانید:

نویسنده: ناصر پورپیرار                    چهارشنبه 28 اسفند1387 ساعت: 12:30

آقای سرباز. از مطالب مفصل شما چیزی جز این یکی دستگیرم نشد که اسباب شعف فراوان بود:
1- اولا اشکال کوچک دفعه قبل را تصحیح کنم: با تولید دو فرزند در هر خانواده تعداد نفوس هر سی سال دو برابر نمی شود، زیرا هنگامی که نسل سوم به دنیا می آید نسل اول از دنیا می رود و نرخ زاد و ولد با نرخ مرگ و میر برابری می کند و رشد جمعیت صفر است. برای اینکه هر سی سال جمعیت دو برابر شود، بایستی فرض می کردید که تعداد فرزندان در هر خانواده چهار عدد باشد. که البته این ایراد مشکلی جدی در بررسی جمعیت شناختی بار قبل شما به وجود نمی آورد و به همین خاطر از ورود به بحث در آن زمان خودداری کردم. یعنی شما می فرمایید با مرگ نسل اول جمع نسل دوم و سوم با نسل اول برابر و در نتیجه رشد جمعیت صفر می شود، یعنی با مرگ پدر بزرگ پدر هم از فرط غصه می میرد؟!! به گمانم با زیاد خوردن عدس پلوی ارتش کار دست خودت داده ای!! شاید هم اگر عملا در سی سال گذشته جمعیت ایران دو برابر شده اضافی ها همراه باران آمده اند و نه از بطن زنان؟!!

آقای خرمی. گمانم گرز جمعیت شناسی این بار بسیار سنگین بوده و همه را به تلوتلو خوردن واداشته است. بالاتر بردن ریت تصاعد تولید، بیش از صد سال یک بار هم، کاملا غیر ممکن است، زیرا اگر کسی تا صد سالگی دارای فرزند نشود نوع خود را برای ابد منقرض کرده و بالاتر از صد سال هم کسی بچه دار نمی شود!!! (بخش نظرات، ایران شناسی به اصطلاح بدون دروغ 207)

 جناب بناکننده در پاسخ به پرسش فردی به نام سرباز، توضیحاتی مسخره را ارائه کرده و نهایت نتوانسته عصبانیت خود را از پرسشگری طرفدارانش نیز پنهاد دارد و با عبارت «به گمانم با زیاد خوردن عدس پلوی ارتش کار دست خودت داده ای!» عصبانیت خود را آشکار کرده است و رگه‌هایی از آن را در پاسخ به فردی به نام خرمی هم می‌بینیم.

حضرت استاد ناصر پورپیرار با دانش رو به افزایش خود فرمایش فرموده‌اند که: بردن ریت تصاعد تولید، بیش از صد سال یک بار هم، کاملا غیر ممکن است!!! حال برای اینکه به نادانی و بی‌سوادی مطلق پورپیرار پی ببرید، نشان خواهم که پورپیرار چقدر از مرحله پرت است.

پورپیرار هنوز نمی‌تواند تفاوت جایگزین شدن نسل‌های یک خانواده را با نرخ تغییر جمعیت درک کند! این انسان کم هوش که به دلیل پیری دچار اضمحلال مغزی شده است می‌گوید: بالاتر بردن ریت تصاعد تولید، بیش از صد سال یک بار هم، کاملا غیر ممکن است، زیرا اگر کسی تا صد سالگی دارای فرزند نشود نوع خود را برای ابد منقرض کرده!! آیا باید به این فرد خندید یا برایش گریه کرد؟ دلم برایش می‌سوزد.

این معادله را از یادداشت پیشین به یاد دارید:

حال ببینیم پورپیرار درست می‌گوید و یا همچون همیشه در عالم هپروت است.

فرض کنید جمعیت ابتدایی برابر 1000 باشد و بخواهیم که این جمعیت در طی 50 سال دو برابر شود. در چنین حالتی مقدار لامبدا برابر خواهد بود با: 013959/1

حال اگر بخواهیم این جمعیت در طی 80 سال دو برابر شود، مقدار لامبدا برابر خواهد بود با: 008702/1

حال ببینیم اگر جمعیتی دارای لامبدایی برابر با 005/1 باشد، در طی چند سال دو برابر می شود. چنین جمعیتی پس از 9/138 سال دو برابر می‌شود.

حال اگر لامبدای یک جمعیت برابر با 001/1 باشد؛ در طی 5/693 سال دو برابر خواهد شد.

یکبار دیگر نظر پروفسور دیپلمه را بخوانید: به دو دلیل نمی توان فاصله ی دو برابر شدن جمعیت را بیش از صد سال گرفت. نخست این که انسان حد اکثر پس از هشتاد سالگی قدرت تولید مثل ندارد و بعد هم اگر تا صد سال نسل دومی جایگزین نشود به معنای معدوم شدن کامل انسان است.

به روشنی دیدید که استدلال پورپیرار به استحکام خانه عنکبوت است و با فوتی بر باد خواهد رفت. اصولا این مهمترین ویژگی نگارشگری پورپیرار است.

خدا رحمتش کند.

 =================================

بررسی نوشته‌های پورپیرار -3

بررسی اسناد پوریم شناسی پورپیرار (25)

+ نوشته شده در  2009/7/30ساعت 11:26  توسط ايران  | 

مشتی خاک بر دهان پورپیرار (25): پورپیرار - پوریم و سوتی دموگرافیست

نمادی و نشانی دیگر از بی‌خردی و بی‌سوادی دشمنان ایران زمین

نمایشی تحقیر آمیز از ادعاهای پیرمرد بی‌سوادی که ادعای همه چیزدانی دارد

 چندی پیش یادداشتی از خاخام ناصر بناکننده (همان ناصر پورپیرار جعلی) دیدم که همچون همیشه لبخندی را بر لبانم نشاند (خدا خیرش دهد، مایه مسرت و شادی است!). کسی که از جانب گروهک تجزه طلب پانترک، استاد خطاب می شود و با پشتوانه مدرک فوق تخصصی «دیپلم» و با عنوان خود خوانده ی «مورخ» به نگارشگری علیه ایران و شیعه مشغول است، یادداشت بانمکی دارد به نام "جمعیت شناسی تاریخی"(!!!!). ناصر بناکننده (پورپیرار جعلی) که تا دیروز قیافه باستان شناس به خود می گرفت، این بار در پوستین دموگرافیست وارد گود شده و ابرکشفی از خود بروز داده که مالتوس، بوترو، فرانکلین، ورهالست، لتکا، ولترا و هاچینسون را در قبر لرزانده است!!

به دلیل اینکه احتمال دارد تارنمای این دشمن ایران و شیعه دوباره هک گردد و از این منبع خنده آفرینی محروم گردیم، کل یادداشت وی در زیر آورده می شود:

------------------------------------------------------------------

یادداشت جمعیت شناسی تاریخی

نویسنده: ناصر بناکننده (همان ناصر پورپیرار جعلی)

دوستانی که ظاهرا قادر به ارتباط با قسمت کامنت ها نیستند و گویا از مجرای دیگری ارائه ی چند نظر در باب جمعیت شناسی تاریخی ]!!!] در این قسمت را شنیده اند، و احتمالا گفت و گو از معماری عهد صفوی حوصله شان را تمام کرده، اصرار به نصب سریع تر این مدخل و مبحث تازه را دارند. حقیقت این که در حال حاضر به آمارهای رسمی لازم دست رسی ندارم، ولی از آن که چنین اطلاعاتی با جست و جو در سایت های مربوطه به سادگی قابل وصول است، اینک با اشاره هایی نسبتا مختصر، مدخل اثبات اجرای قتل عام پوریم را، از کانال بررسی های جمعیت شناسی، با زبانی اقناعی می گشایم و دوستان را دعوت می کنم با استفاده از استدلال و آمارهای خدشه ناپذیر [!!!] عرضه شده در این یادداشت و با احاطه کامل تر، مدخل اجرای قتل عام مردم شرق میانه در ماجرای پوریم و عوارض و عواقب بعدی آن را، هرچه بیش تر به میان مردم برند.

بر مبنای اطلاعات مستخرج از نتایج آماری صدور شناس نامه، که در سال۱۳۱۳شمسی به دست آمده و آمارهایی که از سال ۱۳۳۵ شمسی، به صورت ادواری، به عنوان نتایج سرشماری های فنی و رسمی و سراسری نفوس کشور انتشار یافته، دیاگرام رشد جمعیت در ایران مابین 5/2 تا 5/3 درصد متفاوت بوده است. اگر به خاطر مسائل حاشیه ای مربوط به سوء استفاده از کوپن ارزاق در پس از انقلاب، آمارهای اعلام شده را با نسبت مختصری غیر واقعی بدانیم، بدون شک از قبول تغییرات در افزایش جمعیت با دیاگرامی میان ۲ تا 5/2 درصد در سال ناگزیریم، زیرا وجود چنین رشدی، حتی بدون مراجعه به آمارها و فقط با دیدار از جمعیت کوچه و خیابان و گذرگاه دهکده ها نیز قابل درک است. [!]

بر اساس جداول فوق، که در جدول A و B ازدیاد جمعیت از یک هزار به دو هزار نفر، با محاسبه رشد ۲ درصد و در جدول C و D با محاسبه ی 5/2 درصد در سال محاسبه شده، معلوم می شود که دو برابر شدن نفوس در یکی به گذشت ۳۶ و در دیگری به ۲۸ سال نیازمند است. اگر رشد جمعیت را، همانند چین با تمهیدات گوناگون و به کار بردن اجبار و با دشواری های فراوان، تا میزان ۱درصد در سال کاهش دهیم، آن گاه زمان انتظار برای دو برابر شدن جمعیت به ۵۹ سال افزایش می یابد و اگر بخواهیم به میانگین تسهیل کننده و واقعی تری تسلیم شویم، پس باید هر ۳۳ سال را مبنای دو برابر شدن جمعیت، لااقل در ایران بدانیمبا این محاسبه نخست باید بپرسیم اگر خشایارشا در ۲۵۰۰ سال پیش پنج میلیون نفر را برای جنگ با یونانیان تجهیز کرده، پس سرزمین ایران در آن زمان، لااقل بیست و پنج میلیون جمعیت داشته است. آن گاه اگر این نفوس را با رشدی برابر محاسبه بالا افزایش دهیم، تنها در پایان حکومت ادعا شده ی هخامنشیان، جمعیت ایران به یک میلیارد نفر می رسیده است. ولی اگر جمعیت  ۲۵میلیون را برای زمان خشایارشا گزافه بدانیم، پس گزافه ی اصلی به آمار سربازان خشایارشا از زبان هردوت منتقل می شود و اگر با انکار چنین جنگی، جمعیت ایران در آغاز دوران هخامنشیان را فقط یک میلیون نفر بپذیریم، در این صورت هم، این جمعیت در زمان حمله فرضی اسکندر به ۱۲۸ میلیون نفر رسیده بود، که تصور استیلای لشکر چند ده هزار نفره اسکندر بر آنان خام خیالی است. اما اگر به نحوی پیروزی اسکندر بر ایرانیان را قبول کنیم و مدعی شویم لشکریان اسکندر تمام مردم این سرزمین را از دم تیغ گذراندند، پس ظهور سلسله ی اشکانیان و طبیعتا ساسانیان و غیره را ناممکن کرده ایم و اگر حتی ده درصد آن ها را زنده فرض کنیم جمعیت ایران در ظلوع اسلام، در مطابقه با جداول فوق، افزون بر سه میلیارد نفر می شود که این بار امکان سلطه ی چند نیزه دار عرب بر آن ها را زیر سئوال برده ایم و باز هم اگر فرض را بر غلبه ی عرب و کشتار کامل آن سه میلیارد نفر بگیریم، پس بار دیگر ظهور طاهریان و صفاریان و غیره را بر باد داده ایم و چون چنین تسلسل سرگیجه آوری در ظهور چنگیز و تیمور و هلاکو نیز تکرار می شود، پس این محاسبات و مداخلات را کنار می گذاریم و فرض را بر بررسی جمعیت شناسی تاریخ ایران، از آغاز عهد به اصطلاح صفویه، یعنی سال ۹۰۵ هجری قمری قرار می دهیم، که اسکندر و عرب و مغول را پشت سر گذارده و گویا به استقرار ملی و دوران زاد و ولد فارغ از ضایعات عظیم جنگ ها و آرامش اجتماعی و اقتصادی و سیاسی وارد شده ایم.

اینک به سرشماری جمعیت ایران در آغاز دوران صفویه می رویم و برای سهولت انتقال و عینی کردن این بررسی، از واقعیت غیر قابل انکار موجود، یعنی جمعیت هفتاد و چهار میلیونی کنونی، با پرش های ۳۳ ساله، به عقب بر می گردیم، تا میزان جمعیت در ابتدای دوران صفویه را با محاسبه رشد اندکی بیش از ۲ درصد به دست آوریم.

سال ۱۴۲۹هجری قمری = ۰۰۰،۰۰۰، ۷۴ نفر (زمان حال)

سال ۱۳۹۶هجری قمری = ۰۰۰،۰۰۰، ۳۷ نفر (آستانه ی انقلاب ۱۳۵۷ شمسی)

 سال ۱۳۶۳هجری قمری = ۵۰۰،۰۰۰، ۱۸ نفر

سال ۱۳۳۰هجری قمری = ۲۵۰،۰۰۰، ۹ نفر

سال ۱۲۹۷هجری قمری = ۶۲۵،۰۰۰، ۴ نفر

سال ۱۲۶۴هجری قمری = ۳۱۲،۵۰۰، ۲ نفر (آغاز سلطنت ناصر الدین شاه)

سال ۱۲۳۱هجری قمری = ۱۵۶،۲۵۰، ۱ نفر

سال ۱۱۹۸هجری قمری = ۵۷۸،۱۲۵ نفر

سال ۱۱۶۵هجری قمری = ۲۸۹،۰۶۲ نفر (ابتدای حکومت کریم خان زند)

سال ۱۱۳۲هجری قمری = ۱۴۴،۵۳۱ نفر

سال ۱۰۹۹هجری قمری = ۷۲،۷۶۵ نفر

سال ۱۰۶۶هجری قمری = ۳۶،۳۸۲ نفر

سال ۱۰۳۳هجری قمری = ۱۸،۱۹۱ نفر

سال ۱۰۰۰هجری قمری = ۹،۰۹۵ نفر (اوائل حکومت شاه عباس بنا بر اقوال موجود)

سال ۹۶۷هجری قمری = ۴،۵۴۷ نفر

سال ۹۳۴هجری قمری = ۲،۲۷۴نفر

سال ۹۰۱هجری قمری = ۱،۱۳۷ نفر (اغاز عهد به اصطلاح صفویه)

هرگونه تغییری در نتیجه ی آماری بالا، حتی اگر جمعیت ایران در آغاز صفویه را، مثلا برابر ادعای بارتولد در صفحه ی ۱۹۲ کتاب جغرافیای تاریخی ایران، تنها در اصفهان تا نیم میلیون نفر افزایش دهیم، منجر به صعود نفوس کنونی، تا رقم میلیارد می شود!

«جمعیت اصفهان در زمان صفویه از روی حد اقل تخمین، به یک کرور (نیم میلیون نفر) می رسید. در این ایام فقط آثار قلیلی از عظمت پیش از صفویه باقی مانده بود و فقط قسمت کمی از مساحت شهر قدیم مسکون بود».

اینک دلیل کافی برای تمسخر از ته دل نسبت به چنین متون و این گونه محققین بیگانه، ذخیره داریم، زیرا نمایه ی آماری بالا، که با نتایج چند سرشماری دوران اخیر نیز تطبیق می کند، حکایت دارد که در آغاز ظهور صفویه، بدون مکان هرگونه چانه زنی و به فرمان منطق، جمعیت سراسر ایران فقط ۱۱۳۷ نفر بوده و ظاهرا از میان همین نفوس اندک، شاه اسماعیل صفوی علمای مخالف تشیع را گردن زده و دیگر قضایای مربوط به او، که نوشته اند، رخ داده است!!؟ و چون چنین رویاهایی در سرزمینی با آن تعداد سکنه مطلقا قابل تعبیر نیست، اگر حتی از پیشینه ی ۷۰۰۰ ساله ی ایرانیان نیز صرف نظر کنیم و همان مبداء ۲۵۰۰ ساله ی مورد علاقه ی باستان پرستان را ملاک بگیریم، آن گاه باید بپرسیم چه عاملی در آغاز دوران صفویه، ایران را چنین خالی از جمعیت گذارده و امروز پس از ۲۵ قرن حیات پر ماجرای ثبت شده در کارتون های سینمایی موجود، در باب تاریخ ایران، به چه دلیل هنوز فقط هفتاد میلیون نفریم؟!!! آیا این تصویر کامل پوریم و عوارض جانبی آن نیست؟!!! در عین حال اگر فقط یکی دو پله ی ۳۳ ساله ی دیگر از آغاز قرن دهم و ابتدای دوران صفویه عقب تر برویم، آن گاه جمعیت ایران به صفر نسبی می رسد که یافتن حافظ و سعدی و ابن سینا و فردوسی و مولانا در آن میان تعبیر یافتن سوزن طلایین در انبار کاه می شود. اینک خردمندان این سرزمین از ترک و فارس و گیلک و لر و کرد و غیره را می خوانم، به هر شیوه که می دانند و از باب و به قصد آن چه علما «تنویر افکار عمومی» گفته اند، یا مشغول رد داده های این مدخل شوند، یا ادعاهای کنونی در موضوع فرهنگ و پیشینه ی قوم و فرقه سیاسی و مذهبی [!!!] خود را با این رقم ۱۱۳۷ نفر تطبیق دهند و یا شاید هم به نیاز بازنگری در همه چیزمان، پیش از کوفتن به سر و کله یکدیگر، در مقیاس ملی و منطقه ای، راضی شوند!!! (ادامه دارد) (ناصر بناکننده ]پورپیرارجعلی[، یادداشت ایران شناسی بدون دروغ 150، جمعیت شناسی تاریخی)

-----------------------------------------------------------------

چکیده نگاشته پورپیرار اینست:

1- در کنار دیگر علوم گوناگون، جمعیت شناسی هم به کلکسیون دانش های بی پایان پورپیرار (!!) اضافه شده است. آن هم جمعیت شناسی تاریخی (!!!!)

2- قرار است آماری خدشه ناپذیر در یادداشتش ارائه کند.

3- پورپیرار آنقدر متخصص است که حتی بدون مراجعه به آمارها و فقط با دیدار از جمعیت کوچه و خیابان و گذرگاه دهکده ها نیز می تواند ببیند که رشد جمعیت ایران 5/2 درصد است!!!!

4- بدین ترتیب پورپیرار به این فرض دست می یابد که جمعیت انسان هر 33 سال دو برابر می شود. سپس تخفیف داده این کشف را با آوردن عبارت «لااقل در ایران» به ایران محدود می کند.

5- بر اساس کشف خود، مثال هایی آورده و مدعی می شود که تعداد فعلی جمعیت ایران در مطابقه با جداول فوق همخوانی ندارد!!!!

6- سپس با در نظر گرفتن جمعیت فعلی ایران (74 میلیون)، به قول خودش با پرش های ۳۳ ساله، به عقب بر می گردد و ثابت می کند که در آغازین روزهای صفویه،جمعیت ایران 1137 نفر بوده است!!!!

7- در پاراگراف آخر به خیال خود کمی آمار بازی کرده و مدعی می شود که اگر یکی دو پله دیگر به عقب برگردد، جمعیت ایران صفر شده و حافظ و سعدی و ابن سینا و فردوسی و مولانا در آن میان تعبیر یافتن سوزن طلایین در انبار کاه می شود (!!!!)

8- در انتهای یادداشت، همچون همیشه باد غرور بی خردی تمام وجودش را گرفته و حریف طلبی می کند و می نویسد که اینک خردمندان این سرزمین از ترک و فارس و گیلک و لر و کرد و غیره را می خوانم، به هر شیوه که می دانند و از باب و به قصد آن چه علما «تنویر افکار عمومی» گفته اند، یا مشغول رد داده های این مدخل شوند، یا ادعاهای کنونی در موضوع فرهنگ و پیشینه ی قوم و فرقه سیاسی و مذهبی خود را با این رقم ۱۱۳۷ نفر تطبیق دهند و یا شاید هم به نیاز بازنگری در همه چیزمان، پیش از کوفتن به سر و کله یکدیگر، در مقیاس ملی و منطقه ای، راضی شوند!!!  (!!!)

خوب، دیدید که:

طبق آمار و استدلال خدشه ناپذیر جناب آقای همه چیز دان، ناصر بناکننده، جمعیت ایران در سال 901 هجری قمری 1137 نفر بوده است! و هر آنچه در مورد دانشمندان و شاعران و عالمان و فاضلان ایران نوشته و یا گفته شده است دروغ کامل بوده و ساخته یهود است (!!) تا مشخص نشود که پوریم اتفاق افتاده است!!!

هر موقع پورپیرار با باد غرور، دیگران را دعوت به نقد نوشتار خودش می کند، خبر ندارد که گند پر بوتری زده است. پورپیرار از خردمندان این سرزمین از ترک و فارس و گیلک و لر و کرد و غیره خواسته است تا به نقد نوشتارش بپردازند. این حقیر نه به عنوان خرمندی از تبار خوانده شد گان توسط پورپیرار، بلکه به عنوان خاک پای همه ایرانیان، به پورپیرار نشان خواهم داد که چقدر حرفش سست و بی بنیان است به بیانی خانه عنکبوت.

 آقای ناصر پورپیرار (بناکننده) بخوان تا بدانی.

ناصر پورپیرار جدولی را برای توجیه نوشتار خود آورده است. اعداد این جدول را بررسی می کنیم تا ببینیم تا چه روندی بین اعداد ارائه شده توسط او وجود دارد. بررسی دقیق اعداد این جدول نشان می دهد که پورپیرار در گزارش کردن اعداد دچار اشتباه شده است. به او حق می دهم همیشه سر و کله زدن با اعداد همراه با لغزش محاسباتی و یا تایپی است. برای اینکه جدول درست در اختیار داشته باشید، اشتباه های جدول پورپیرار را برایتان ذکر کرده ام.

جدول آورده شده در یادداشت پورپیرار. موارد خطا مشخص شده است. در بیشتر مواقع اعداد به درستی گرد نشده اند و در مرحله 21 به بعد دچار خطای بزرگی شده است.

جدول نشان می دهد که هر سال، درصد خاصی به جمعیت قبل اضافه می شود. در این جدول ستون B نمایانگر اضافه شدن دو درصد به مقدار قبلی است. به عبارتی، جمعیت در سال آینده، تابعی از جمعیت فعلی خواهد بود. پورپیرار بدون اینکه خود بداند، نرخ خالص تولید مثل (Net Reproductive Rate) جمعیت ایران را 02/1 (فرد بر فرد بر سال) در نظر گرفته است. در چنین حالتی بدون نیاز به استفاده از جدول یا ساخت جدول، می توان به سادگی با استفاده از معادله زیر تعداد افراد جمعیت در سال بعد را مشخص کرد. 

حال اگر هدف شما، مشخص کردن تعداد افراد جمعیت در چند مرحله زمانی باشد. دو کار می توان کرد. یکی اینست که هر مرحله را جدا جدا حساب کنید و پیش روید تا به مرحله مورد نظر خود برسید. راه دوم و ساده تر استفاده از همان معادله بالا و البته فرم کامل آن است.

حال مثالی را با هم حل می کنیم. همان جدول پورپیرار را در نظر می گیریم که از 1000 شروع شده است. می خواهیم بدانیم این جمعیت 1000 تایی با نرخ خالص تولد مثل 02/1، پس از 20 سال به چند فرد تبدیل خواهد شد:

N20=1000*1.02^20=1485.947

ریشه چنین دیدگاهی در کجاست؟

اگر چه رشد نمایی در تولید مثل کنندگان، ما را به یاد تی. آر. مالتوس می اندازد ولی چنین دیدگاهی به پیش از او بر می گردد. مالتوس با بهره گیری از معادلات رشد نمایی، نشان داد که رشد جمعیت انسان از رشد منابع مورد نیاز او پیشی خواهد گرفت و این منجر به بروز جنگ های سخت بر سر غذا خواهد شد. مالتوس یک مبلغ دینی بود که در زمینه اقتصاد هم پژوهش می نمود. معروفترین نگاشته او درباره رشد جمعیت در سال 1798 به چاپ رسیده است.

آیا رشد نمایی برای بررسی رشد جمعیت انسان مناسب است؟

آنانی که در دموگرافی دستی دارند بیان می دارند  که این اصل یعنی رشد نمایی در تمام موجودات تولید مثل کننده مصداق دارد. این اصل شالوده تقریبا اکثر مدلهای جمعیتی بوده و می توان رشد نمایی را ستون اصلی این مدلها دانست. ولی بهره بردن از آن برای بررسی رشد جمعیت موجود زنده ای با ویژگیهای انسان، آن هم در دوره ای بسیار طولانی (به شیوه ای که پورپیرار بکار برده) نه تنها خردمندانه نیست بلکه نشانه ی ناآگاهی استفاده کننده است. بویژه وقتی تلاش کنیم از آن برای پیشگویی نقطه ای استفاده کنیم. با این فرض که رشد نمایی جهان شمول بوده و پایه و اساس مدلهای بسیاری است نمیتوان آن را برای بررسی رشد یک جمعیت، آنهم برای مدت طولانی، بکار برد. چنین کاری همانند اثبات کردن نبود هیچ خدایی بر اساس بیان خدا در قرآن است! که بگوییم خود خدا گفته است که «لااله» یعنی هیچ خدایی نیست!!!

ضعف این اصل در چیست؟

در بررسی مدل های جمعیتی، بررسی حساسیت آنها به پارامترها یا متغیرهای درگیر در مدل مهمترین کار می باشد. از آنجاییکه در معادله رشد نمایی، تنها یک عامل (=جمعیت فعلی) بر جمعیت آینده تاثیر خواهد گذاشت، لازم است مشخص شود آیا خروجی مدل یا بهتر بگوییم آیا خطای خروجی مدل (= تفاوت جمعیت واقعی و پیشگویی شده) حساسیتی به این عامل (=جمعیت فعلی) دارد یا نه؟ فارسی تر بگویم، اگر در تخمین جمعیت فعلی خطای کوچکی داشته باشیم، در پیشگویی نهایی خطای کوچکی خواهم داشت؟ متاسفانه در چنین معادله ای، خطا یا تفاوت بین جمعیت های واقعی و برآوردی (پیشگویی شده)، با گذر زمان به طور نمایی افزایش خواهد یافت.

در مورد این اصل یعنی اصل رشد نمایی، توضیح بیشتری نمی نویسم، همین بس که در بررسی پویایی یک جمعیت بر اساس رشد نمایی، به دلیل اینکه تنها یک عامل در بیان تغییرات در طی زمان (جمعیت اولیه) استفاده شده و رابطه بین تعداد افراد جمعیت اولیه و جمعیت بعدی به صورت یک بازخورد درجه یکِ مثبت و یا به عبارتی وابسته به تراکم در نظر گرفته می شود، نبایستی توقع داشته باشیم که نتایج درست و دقیقی به دست آوریم.

کوتاه سخن اینکه: تنها یک نادانِ بی سواد تلاش می کند با این معادله به پیشگویی هزاران ساله جمعیت موجود فرا پیچیده ای همچون انسان دست بزند.

حال برای اینکه به پورپیرار نشان دهیم چقدر از مرحله پرت است، یک مقدار با معادله رشد نمایی بازی می کنیم تا ببینیم اوضاع بر چه منوال پیش خواهد رفت.

پورپیرار گفته است که جمعیت ایران هر 33 سال دو برابر می شود. در چینن حالتی مقدار دقیق نرخ خالص تولید مثل برابر با 02122660630826/1 خواهد بود. با کاربرد معادله بالا و مقدار دقیق نرخ خالص تولید مثل (برای دو برابر شدن جمعیت پس از 33 سال)، و با در نظر گرفتن جمعیت 74 میلیونی برای ایران در سال 1429 هجری قمری (همچون پورپیرار) به کشفیات جالبی خواهیم رسید!!

با چنین مفروضاتی، معادله می گوید که:

در سال 1000 هجری قمری، جمعیت ایران 16/7287 نفر بوده است!

در سال 901 هجری قمری، جمعیت ایران 15/871 نفر بوده است!

در سال 801 هجری قمری، جمعیت ایران 9/101 نفر بوده است!

در سال 701 هجری قمری، جمعیت ایران 93/11 نفر بوده است!!

در سال 618 هجری قمری، جمعیت ایران 01/2 نفر بوده است!!!

و در نهایت

در سال 617 هجری قمری، جمعیت ایران 97/1 نفر بوده است!!!!!!!!!

به عبارتی، استفاده از دیدگاه غیرعلمی پورپیرار نشان می دهد که در سال های پایین تر از 617 هجری قمری هیچ کسی در ایران نبوده است!!!!

خوب! دیدید؟! چقدر راحت می شود ثابت کرد که تورات دقیق ترین کتاب دنیاست؟!! امید که به بی نمکی روش پورپیرار پی برده باشید. حال برای اینکه نمایش بازی با اعداد کامل گردد، به شیوه دیگری هم به طرفداران پورپیرار نشان می دهم که چقدر استاد دیپلمه شان، از مرحله پرت است.

کره زمین را در نظر بگیرید.

جمعیت فعلی جهان را 5/7 میلیارد نفر در نظر می گیریم و به همان شیوه به عقب برمی گردیم. بر اساس همان روش، نتایج اینگونه خواهد بود:

جمعیت جهان در سال 2000 میلادی، 6183 میلیون نفر

جمعیت جهان در سال 1990 میلادی، 4989 میلیون نفر

جمعیت جهان در سال 1950 میلادی، 2115 میلیون نفر

جمعیت جهان در سال 1900 میلادی، 723 میلیون نفر

جمعیت جهان در سال 1800 میلادی، 85 میلیون نفر

جمعیت جهان در سال 1700 میلادی، 9/9 میلیون نفر

جمعیت جهان در سال 1600 میلادی، 16/1 میلیون نفر

جمعیت جهان در سال 1500 میلادی، 136 هزار نفر

جمعیت جهان در سال 1400 میلادی، 16 هزار نفر

جمعیت جهان در سال 1300 میلادی، 1857 نفر

جمعیت جهان در سال 1200 میلادی، 217 نفر!!!!

جمعیت جهان در سال 1100 میلادی، 25 نفر!!!!!!!

جمعیت جهان در سال 1000 میلادی، حدود 3 نفر!!!!!!!!!

جمعیت جهان در سال 981 میلادی، 98/1 نفر (یعنی نبود بشر)!!!!!!!!!!

حال اگر بخواهیم به مانند آقای همه چیزدان، عمل کنیم باید بگوییم: بدون مکان هرگونه چانه زنی و به فرمان منطق، جمعیت سراسر جهان در سال 981 میلادی کمتر از دو نفر بوده و این به معنای عدم تولید مثل انسان است و باید به خیال خام یک نادان ادعا کنیم که هر آنچه درباره تمدن بشر پیش از این تاریخ نوشته اند دروغ محض و ساخته یهود بوده است!!!! خدا دیوانگان و بویژه سرور آنها ناصر پورپیرار را شفا دهد.

باز هم کره زمین را در نظر بگیرید.

حال از جایی شروع می کنیم که پورپیرار نمی تواند (= جرات ندارد) در آن شک کند. به جای اینکه از 1429 هجری قمری به عقب برویم، ابتدا به 1429 سال پیش یعنی به دوره هجرت پیامبر (ص) می رویم و از آن دوران به امروز می آییم.

از هر کیش و آیینی که باشی، هر کس و با هر عقیده ای که باشی، می پذیری که 1429 سال پیش، محمد (ص)، پیامبر بزرگ خدا وجود داشته است. در کنار محمد (ص)، همسری هم بوده است. علی (ع) و همسر و فرزندانش را هم می شناسیم و باور داریم.

پس محمد (ص) + همسر، + علی (ع) + همسر + حسن + حسین + زینب + ام کلثوم = 8 نفر.

احتمالا به وجود عمر و ابوبکر و عثمان هم اعتقاد دارید! (3 نفر + همسران= 6 نفر).

حال فرض کنید تمام مردم مکه هم 10 نفر باشند!! (مسلمان و کافر).

همچنین فرض کنید تمام مردم یثرب نیز (همراه با قبایل یهود، که پورپیرار همیشه نشان داده به آنها اعتقاد دارد!) 10 نفر باشند!!!! از آنجاییکه پورپیرار به ابوسفیان و خاندانش علاقه شدیدی دارد، کل فامیل او را یک نفر حساب می کنیم! یعنی در کل، تا اینجا 35 نفر

حال کل جمیعت آسیا را 10 نفر!

کل جمعیت آفریقا را 10 نفر،

آمریکا 10 نفر،

اروپا 10 نفر

مخلص کلام اینکه جمعیت دنیا را در 1429 سال پیش (در زمان هجرت)، برابر با 75 نفر در نظر گرفتم (فکر کنم جمعیت دنیا را خیلی کم در نظر گرفتم تا طرفداران پورپیرار معترض نشوند).

حال اگر این 75 نفر در 1429 سال پیش وجود داشته باشند که حتما وجود داشته اند و انکار آن بی خردی محض است، طبق روش پورپیرار، جمعیت امروزین جهان باید برابر با 804954877262572 (!!!!!!!) باشد.

یعنی طبق روش پورپیرار جمعیت جهان، به جای حدود 5/7 میلیارد، الان باید 804000 میلیارد نفر باشد!!!!!!!!!!! یعنی 107 هزار برابر جمعیت فعلی.

حال به شیوه پورپیرار باید بگوییم که در جهان دست کم 1000 تا پوریم اتفاق افتاده است! برای خنده خوب است.

حال، فرض کنید جمعیت جهان در زمان هجرت پیامبر (ص)، 2 نفر بوده باشد (!!!):

در چنین شرایطی، طبق روش پورپیرار جمعیت فعلی جهان باید 21465463393668 نفر باشد یعنی به جای 5/7 میلیارد نفر، باید بیش از 21000 میلیارد نفر باشد!!! یا 2800 برابر جمعیت فعلی!!!  

++

ادامه نمی دهم، چون خود به راحتی تا اینجا دریافته اید که روش پورپیرار چقدر سست و بی اساس است، به بی بنیانی خانه عنکبوت.

به طرفداران ناصر بناکننده (پورپیرار جعلی) توصیه می کنم بیش از این با آبروی خود بازی نکنند و باعث اثبات حماقت خود نشوند.

=======================================

+ نوشته شده در  2009/7/29ساعت 23:44  توسط ايران  | 

پورپیرار و درد بی‌درمانی به نام روم 2

دانلود کتاب تاریخ روم

دانلود کتاب سواران زبده ساسانی

دانلود کتاب تاریخ جنگ ها: جنگ ایرانیان

دانولد کتاب اشمیت: خزانه تخت جمشید ١٩٣٩

دانلود کتاب اشمیت. تخت جمشید ١: ساختمان‌ها، سنگ نگاره‌ها، سنگ نبشته‌ها 

 دانلود کتاب اشمیت. تخت جمشید ٢: محتویات خزانه و دیگر یافته‌ها

دانلود کتاب اشمیت. تخت جمشید ٣: آرامگاه‌های شاهانه و دیگر یادمان‌ها  

دانلود کتاب دشمنان روم: اشکانیان و ساسانیان

دانلود کتاب روم و پارس

در ادامه سیاست این تارنما در گسترش داده‌های درست برای کسب اطلاع از تاریخ شکوهمند ایران زمین، امروز کتاب دیگری را برای شما دوستان خواهم گذاشت.

این کتاب از انتشارات معتبر کمبریج است و در سال 2007 منتشر شده است.

این کتاب با نام "Rome and Persia in Late Antiquity: Neighbours and Rivals" به روابط ایران و روم در گذشته به عنوان دو همسایه و دو رقیب می‌پردازد.

پورپپرار موجود بامزه‌ای است که ادعا دارد اشکانیان و ساسانیان وجود خارجی نداشته‌اند. او بایستی توضیح دهد که چگونه به قول پورپیرار ایران تا دوره صفویه خالی از سکنه بوده است، و رومیان با این کشور خالی می‌جنگیده‌اند.

به راستی چرا اعضای گروهک تجزیه طلب و اجیر شده توسط باکونشینان اینچنین بیچاره و درمانده شده‌اند که پورپیرار را قبله خود قرار داده‌اند؟ شاید پاسخ در این باشد که خدا دشمنان ایران را از نادانان انتخاب کرده است. خدایا شکرت.

خوشبختانه حجم کتاب پایین است و به راحتی می‌توانید آن را دانلود کنید.

باز هم چند عکس از کتاب:


به واژه VICTORIA PERSICA توجه کنید.

(The legend Victoria Persica leaves no doubt that the theme of the medallion is Galerius’ triumph over Narse)


به واژه pax fundata cum Persis در سکه‌ای مربوط به فیلیپ عرب توجه کنید. چرا؟ مگر او چه کرده بود؟

به راستی چرا فیلیپ عرب با عنوان‌های Persicus maximus یا Parthicus maximus نامیده می‌شد؟ آیا او با کسانی که وجود خارجی نداشته‌اند جنگیده بود؟ 

====================================

دانلود کتاب روم و پارس

حجم فایل حدود 4 مگابایت است

==================================

+ نوشته شده در  2009/7/26ساعت 22:4  توسط ايران  | 

پورپیرار و درد بی‌درمانی به نام روم

دانلود کتاب تاریخ روم

دانلود کتاب سواران زبده ساسانی

دانلود کتاب تاریخ جنگ ها: جنگ ایرانیان

دانولد کتاب اشمیت: خزانه تخت جمشید 1939

دانلود کتاب اشمیت. تخت جمشید 1: ساختمان‌ها، سنگ نگاره‌ها، سنگ نبشته‌ها 

 دانلود کتاب اشمیت. تخت جمشید ٢: محتویات خزانه و دیگر یافته‌ها

دانلود کتاب اشمیت. تخت جمشید 3: آرامگاه‌های شاهانه و دیگر یادمان‌ها  

 

 دانلود کتاب دشمنان روم: اشکانیان و ساسانیان

به عنوان فردی که برای اثبات بی‌مایگی نظرات پورپیرار وقت گذاشته است به جایی رسیده‌ام که در مقابل اوج حقارت پورپیرار باید برایش دلسوزی کنم. پورپیرار نوشتار خود را با قصه‌ای شروع کرد که برای گروهک تجزیه طلب پانترک و پانعرب بسیار خوشایند بود. به همین دلیل مورد استقبال آنها قرار گرفت و وی را با عنوان دکتر و حتی پروفسور به دیگران شناساندند (البته این عنوان‌های جعلی در بین پانترک‌ها بیشتر طالب داشت).

چرندنگاریهای وی در خصوص تاریخ ایران پیش و پس از اسلام با یادداشتهای کوچکی و نمایش مشتی از خروار حقیقت بر باد داده می‌شد و هر بار پورپیرار که از داشتن طرفدارانی متعصب سر ذوق آمده بود، برای حفظ آنها مجبور بود حرف تازه‌تری و یا بهتر بگویم دروغ بزرگتری بگوید.

امروز پورپیرار همان قصه گوی هزار و یک شبی شده است که برای نجات خود باید قصه جالب توجهی برای تجزیه طلبان بسازد. یک روز هخامنشیان قاتل بودند و اسکندر آنها را نابود کرده بود و به همین دلیل مستحق ستایش بود. روز بعد می‌نوشت که هر گفته اسکندر، هخامنشیان را برانداخته است یهودی و در خدمت پنهان کردن پوریم است! یک روز، کتیبه بیستون سند محکم تاریخی است و روز دیگر مملو از جعل و ساختگی است. یک روز قصه گوی پیر بیستون را به فرمان داریوش می‌نویسد و روز دیگر آن را دست خط یهودیانی می‌داند که قصد پنهان کردن پوریم را داشته‌اند.

سیر نگارشگری پورپیرار نمایانگر هیچ نیست مگر قصه‌گویی برای راضی نگهداشتن اربابان تجزیه طلب. و صد البته مشهود است که کدامین سیاست در دنیا به دنبال ایجاد تفرقه و کدامین سیاست تامین کننده مالی تجزیه طلبان در ایران است. نگاهی به پاسخ‌های پورپیرار به طرفدارانش نیز این سیر بی‌سر و ته نگارشگری را نشان می‌دهد. این مضمون را به تکرار در پاسخ‌های پورپیرار می‌توانید پیدا کنید: صبر کنید چیزهای (قصه‌های) تازه‌ای در راه است!

آری او ننه ناصر قصه گوست که زنده ماندنش منوط به نوشتن قصه‌هایی است که در سال 1387 به فکاهی بشتر می‌ماند تا تاریخ‌نگاری.

از بین بامزه نگاریهای پورپیرار یکی همین بحث اشکانیان است. وی با ابراز نظرات بسیار با مزه معتقد است که اشکانیان یونانی بوده‌اند! البته اینکه چگونه فردی با مدرک دیپلم برای یک دوره ریشه‌یابی می‌کند درحالیکه خود آن افراد از ریشه خود بی خبر بوده‌اند! جای شگفتی دارد و باید برای ننه ناصر قصه‌گو آفرین فرستاد که از خود اشکانیان آنها را بهتر می‌شناسد.

شیرین‌کاری پوپیرار اینجاست که فراموش می‌کند عمری این اشکانیان با رومیان در جنگ بوده و رومیان متوجه نشده‌اند که اینان همان پسر عموهای یونانیشان هستند!

به درخواست جناب آقای ابوالقاسم، کتاب زیر را که به شکل مختصر به درگیریهای اشکانیان و رومیان می‌پردازد، برای شما قرار می‌دهم. امید که با مطالعه آن به داده‌هایی واقعی دست یابید تا هر بی‌ریشه و خائنی نتواند زبان درازی کند.

 

==================================

کتابی که در زیر برای شما گذاشته می‌شود از سری کتابهای انتشارات Osprey است. این کتاب سومین کتاب از سری کتابهایی است که به دشمنان روم می‌پردازد. نام کتاب «دشمنان روم: اشکانیان و ساسانیان» منتشر شده است.

این کتاب را در یک فایل حدود 18 مگابایتی تقدیم می‌گردد.



==============================================

دانلود کتاب در یک فایل 18 مگابایتی

 دانلود

 =====================


+ نوشته شده در  2009/7/26ساعت 22:1  توسط ايران