مشتی خاک بر دهان پورپیرار (۱7): پورپیرار - پوريم و مرداب کتيبه ای
یادداشت پیشین تارنمای ذوالقرنین، آبی بر آتش، خزعبلاتی بود که پورپیرار در مورد کتیبه بیستون نوشته بود. استاد بسیار دانای! گروهک تجزیه طلب پانترک، با فوت کردن در بادبان قایق خیالپردازی، مدعی شده بود که در بالای نقش فروهر در کتیبه بیستون چیز دیگری بوده و باستان شناسان غربی آن را برداشتهاند!!!
در یادداشت قبل به شما نشان دادم که کدام کتیبه باعث تشویق داریوش به نگارش کتیبه بیستون شده است. باز هم دو عکس پیشین را اینجا میگذارم تا خوب نگاه کنید.


عکس1. بالا- سنگ نگاره آنوبانينی (برگرفته از کتاب هزارههای پرشکوه) پايين- سنگ نگاره بيستون (نقاشی شده در سال ۱۹۰۷)
با مقایسه دو سنگ نگاره به خوبی مشخص میشود که تقریبا تمام عناصر سنگ نگاره آنوبانینی در سنگ نگاره بیستون وارد شده است. بویژه نقش خورشید. البته کتیبه آنوبانینی نماینده رفتار ابوغریبی باستانی است. به لخت کردن اسیران توجه کنید.
پورپیرار تلاش داشت نشان دهد که نقش خورشید در کتیبه بیستون، جعلی است!!! البته خود مانده بود که چه توجیهی برای این جعل بسازد که به فکرش رسید که بدون هرگونه دلیل و تنها بر اساس خواب و خیال مدعی شود که: در جای نقش خورشید، نقش ستاره داوود یا شمعدان مقدس بوده است!!!! بیچاره ننه مرده هنوز نمیداند که ستاره داوود آیا آنچنان قدمتی دارد یا نه و هنوز نمیداند که خود یهود هم در منشا آن مانده است! نگاه کنید
مقایسهی سنگ نگاره بیستون با سنگ نگاره بسیار قدیمی آنوبانینی، آب سردی بر صورت آقای ببر کاغذی بود. پورپیرار مات و مبهوت مانده بود که چه کند و چگونه این گند را ماست مالی کند که پرسش یکی از طرفدارانش، او را بر آن داشت که مدعی شود که بنده در سنگ نگاره آنوبانینی دست برده و به قول خودش ستاره 4 پر را با ستاره خورشید عوض کردهام!!!! بخوانید:
نویسنده: ناصر پورپیرار چهارشنبه 5 ارديبهشت1386 ساعت: 12:36
آقای جنت مکان. سئوال شما مرا واداشت تا به آن یادداشت رجوع دوباره کنم و به نکته ی تازه ای برخوردم که سخت اعجاب انگیز می نمود. در قسمت بالای کتیبه ی آنوبانی یک ستاره ی چهار پر نقش شده که نظیر کامل آن بر گردن بند مهاجم کتیبه ی دوم نیز آویزان است. این ستاره ی چهار پر احتمالا می تواند نقش اولیه ای از ستاره ی شش پری باشد که یهودیان امروز به عنوان ستاره ی داود معرفی می کنند. دقت در این ستاره ی چهار پر مرا بیش تر قانع کرد که حجار این دو کتیبه حرفه ای نیستند و قصد تهیه ی گزارشی عجولانه از پوریم برای تاریخ را داشته اند. کسی ]!!!!
عکس 2: سنگ نگاره آنوبانینی و سنگ نگاره شیخ خان (عکس از تارنمای پورپیرار گرفته شده است)
متن نوشته شده توسط پورپیرار درباره مقایسهی این دو سنگ نگاره:
خصوصیات حجاری سمت راست را، خلاف نمونه سمت چپ، از تظاهرات معمول در نقوش سفارشی از جانب یک قدرت سیاسی - نظامی، از قبیل نشان و لباس و کلاه و ریش و موی سر مجعد و فر خورده و اصحاب همراه فرمانده و رشته طناب متصل کننده ی اسیران دست بسته و نقش خدای پشتیبان و غیره، خالی می بینیم. اثری است زمخت تراش، از حجاری آماتور و آزاد، که با کار خود گزارش مستقل و موحشی به تاریخ عرضه کرده است. این جا نبرد و ستیزی مصور نیست و در برابر مهاجم، نیروی نظامی نمی بینیم، خانواده ای است مواجه شده با هجوم شبیخون وار یک کمان به دست، که تبری بر کمر و پیشانی بندی به سر دارد. لباس و رفتار مهاجم، نظامی و تربیت شده نیست، تیر دان و کمان خود را، برابر عرف بردوش نمی برد، که با دست یدک می کشد و سپر دفاعی ندارد، چنان که خانواده ی وحشت زده رفتار مدافعانه ندارند و صحنه از درگیری با مهاجم و اسارت و دست بستگی آن ها نشانی نمی دهد؛ مرد ترس خورده ای است زانو زده بر سکوی استراحت خانه، با زیر اندازی بر آن، که دست ها را به درخواست نجات در مقابل صورت آورده، زنی با چشم های درشت و چهره ی کشیده و ظریف، با زینتی بر زلفان، تکیه داده به پای شوی و دستی حفاظ صورت کرده، به کمان دار التماس می کند و کودکی به پهلو چرخیده و با هاله ای از نیم رخسار، که مادر به گونه ی خود چسبانده است، زیر پای مهاجم فشرده و له می شود. این تابلو می توانست روایت روشن و سندی ماندگار از حادثه ی پلید و خالی از ترحم پوریم شناخته شود، اگر متن کتیبه ی توضیح صحنه را پاک نکرده بودند!!! پرسش ساده این است که چرا از میان این همه سنگ نوشته در ایران، متن این کتیبه ی ظاهرا بی اهمیت را سترده اند؟!! (پورپیرار، 28/آذر/1385، یادداشت پوریم 17)
پورپیرار در یک بررسی فوق علمی در یادداشت پوریم 17، عکس شماره 2 را گذاشته و با مقایسه سنگ نگاره شیخ خان (عکس 2، سمت راست) با سنگ نگاره آنوبانینی (عکس 2، سمت چپ)، مدعی شده است که :
1- سنگ نگاره راست، بر خلاف نمونه چپ، تظاهرات معمول در نقوش سفارشی از جانب یک قدرت سیاسی - نظامی، از قبیل نشان و لباس و کلاه و ... را ندارد. این یعنی که پورپیرار قبول دارد که کتیبه آنوبانینی یک کتیبه سفارش شده از قدرت سیاسی-نظامی بوده است.
2-] سنگ نگاره سمت راست برخلاف نمونه چپ،[ اثری است زمخت تراش، از حجاری آماتور و آزاد، که با کار خود گزارش مستقل و موحشی به تاریخ عرضه کرده است. یعنی سنگ نگاره آنوبانینی آماتور نیست. اصولا پورپیرار با مقایسه این دو سنگ نگاره به دنبال این بود که بگوید یکی شاهانه است و دیگری فقیرانه!!! اولی را آنوبانینی کشیده و دومی را مردمی که از دست یهودیها فرار میکردهاند!!!!
3- در] سنگ نگاره سمت راست برخلاف نمونه چپ،[ در برابر مهاجم، نیروی نظامی نمی بینیم، یعنی در سنگ نگاره آنوبانینی در برابر مهاجم (شاه=آنوبانینی) نیروی نظامی میبینیم
4- در] سنگ نگاره سمت راست برخلاف نمونه چپ،[ لباس و رفتار مهاجم، نظامی و تربیت شده نیست، تیر دان و کمان خود را، برابر عرف بردوش نمی برد، یعنی در سنگ نگاره آنوبانینی، مهاجم (شاه=آنوبانینی) نظامی تربیت شده است و برابر عرف، کمان بر دوش دارد (عکس 2 را نگاه کنید).
با خواندن مطلب نوشته شده توسط خود پورپیرار به این نتیجه میرسید که پورپیرار در صحت انتساب سنگ نگاره آنوبانینی به یک قدرت سیاسی-نظامی شکی ندارد و آن را سفارش شده و به قولی رسمی میداند.
بنده عکسی از همین کتیبهی مورد تایید پورپیرار را برایش گذاشتم و به او نشان دادم که آن خورشید بالای سر فروهر در کتیبه بیستون از کجا منشا گرفته است. از آنجاییکه تمام بافتههای پورپیرار بر باد هوا رفته بود و در برابر پرسش خوانندگان وبلاگش پاسخ درستی نداشت، دست به آشوبگری زده و با مقایسه تصویر ارائه شده از سوی خودش و مقایسه آن با تصویر ارائه شده در یادداشت من، مدعی شده است که من در تصویر دست بردهام و ستاره 8 پری به جای 4 پر جا دادهام!!!!!
او که به خیال خود کشف بزرگی کرده و مشت مرا باز کرده است، بخشی از یادداشت جدید خود را به این موضوع اختصاص داده تا به خیال خود کمی از خاکهای ریخته شده در دهانش را به بیرون بریزد!
استاد جعل و دروغ و در یک کلام بوقلمون صفتترین نویسندهای که در تمام عمرم دیدهام، برای فرار از تلهی که در آن گیر کرده، در یادداشت جدید خود همهی آن حرفهای نوشته شده توسط خودش را فراموش کرده و در ذیل همان عکس (عکس 2) در تناقض آشکار با نوشتهی قبلیاش، نوشته است که:
هیچ یک از این دو نقش برجسته علائم و اعتبار رسمی و خصوصیات کتیبه های کهن را ندارند ]!!!![ و در هر دو حجاری، مهاجمان رفتار و شمایل و آرایش و البسه گزیدگان را بر خود نبسته اند. شرح کتیبه ی سمت راست را در ایران شناسی بدون دروغ شماره ی ۱۷ آورده ام و در باب شرح کتیبه ی سمت چپ نیز می توان گفت با کاری آماتور رو به روییم که رخ داد ایلغاری خشن را ثبت کرده است. در تصاویر سمت چپ مرد مهاجم فاقد ژست ها و وقار معمول سرداران و حاکمین مصور شده در نقوش کهن است. کمانی را ناشیانه بر دوش دارد ]!!!![ و با دستی چماق و با دست دیگر تبری برداشته است. زن مقابل او، که حلقه ی اتحاد به مرد عرضه می کند، بر کتف خود مقداری وسایل نظامی می برد که در ظاهر تبر و تخماق هایی کوچک اند]!!!
عکس 3. مقایسه تصویر سنگ نگاره آنوبانینی در دو تارنما. برگرفته از تارنمای پورپیرار
اما هنوز نکته ای باقی است: در ۸ تصویری که از کتیبه ی به اصطلاح آنوبنی در پل زهاب دیده ام، علی رغم برخی بد ذوقی ها در گرته برداری، همه جا نقش فراز سر مرد، ستاره ای ۴ پر است، که امروز در آرم اتحادیه ی نظامی اروپا، ناتو، نیز منعکس می بینیم. با اشاره هایی شاید بتوان مدعی شد که این ستاره چهار پر نخستین نما و الگوی ستاره ی داود نزد یهودیان بوده است. اما در تصویر سمت چپ ]برگرفته از تانمای ذوالقرنین[، همین کتیبه را می بینیم که کودکان نان خور کنیسه، به خیال خودشان برای محو رد پای تعویض ستاره ی فراز سر اهورا مزدا در کتیبه ی بیستون و ایجاد اغتشاش، به جای ستاره ی چهار پر، جاعلانه و احمقانه، ستاره شمش را گذارده اند!!!! آن ها و اربابان شان ظاهرا به دشواری و پس از بی آبرویی کامل بین المللی در خواهند یافت که آن دوران سروری و سلطنت شرق و ایران شناسی، بدون بازگشت سپری شده و امروز کم ترین تحرک آن ها زیر نظر جوانان هوشیار و مردم هوشیار و بد بین شده ی منطقه می گذرد. (پورپیرار، 6/اردیبهشت/1386، یادداشت پوریم 55)
به نیکویی میبینید که پورپیرار نوشته است: که کودکان نان خور کنیسه، به خیال خودشان برای محو رد پای تعویض ستاره ی فراز سر اهورا مزدا در کتیبه ی بیستون و ایجاد اغتشاش، به جای ستاره ی چهار پر، جاعلانه و احمقانه، ستاره شمش را گذارده اند!!!! او در بخش نظرات یادداشت قبلش گفته بود: کسی به من خبر داد که این ستاره ی چهار پر را کسانی در وبلاگ های شان برای منظورهایی با ستاره ی شمش عوض کرده اند!!! موضوع بسیار جالب و پر خنده شده است. این دست و پا زدن پورپیرار در دل خود دو فرض دارد:
1- با 8 پر شدن، ستاره سنگ نگاره آنوبانینی، منشا خورشید کتیبه بیستون مشخص شده و نظرات قلابی پورپیرار هوا میشود.
2- تعویض ستاره 4 پر با 8 پر در سنگ نگاره آنوبانینی، در وبلاگ ذوالقرنین و صد البته در پاسخ به نظرات قلابی پورپیرار و برای خنثی کردن آن، در همین چند روزه انجام شده است!!!!
در پاسخ به این یاوه پورپیرار باید عرضه بدارم که:
1- عکس شماره 4 در یادداشت قبل از کتاب "هزاره های پر شکوه" اسکن شده است و شما میتوانید آن را در صفحه 206 همان کتاب با عنوان: "سنگ نگارهی آنوبانینی پادشاه لولوبی" بیابید. بنابراین، نوشته پورپیرار که بنده برای محو رد پای تعویض ستاره ی فراز سر اهورا مزدا در کتیبه ی بیستون و ایجاد اغتشاش، به جای ستاره ی چهار پر، جاعلانه و احمقانه، ستاره شمش را گذارده ام، به یک جوک بیمزه و قابل نشخوار توسط طرفداران پورپیرار تبدیل میکند. چگونه بنده عکسی را که اصل آن موجود و در دسترس همگان است جعل کردهام؟!!!
2- حال دیدید بنده عکس را از کجا آوردهام؟ شاید این جعل را دوست عزیزم داریوش احمدی انجام داده باشد!!! راستی! چطور داریوش احمدی در زمستان 1383 (چاپ اول کتاب هزارههای پر شکوه) از یادداشتهای فروردین 1386 پورپیرار آگاه بوده و برای پیشگیری! دست به جعل زده است؟!!!
3- آیا به راستی من و داریوش احمدی دست به جعل زدهایم؟ یا پورپیرار به منابع درست و دقیق دسترسی ندارد؟! کدام؟
سری به منابع میزنیم تا ببینیم ستاره آنوبانینی چند پر است.
به سراغ کتاب The Archaeology of Elam: Formation and Transformation of an Ancient Iranian State میرویم (نویسنده: D. T. Potts)، در صفحه 319 عکس زیر را خواهیم دید که دقیقا با آنچه داریوش احمدی و من در تارنمای ذوالقرنین آوردهام مطابقت دارد:

عکس 4. سنگ نگاره آنوبانینی در کتاب "باستان شناسی ایلام". (1999) ص. 319
به سراغ یک مقاله خیلی قدیمی (سنگ نگاره های ایران باستان) از Neilson C. Debevoise میرویم که در سال 1942 منتشر شده است. در صفحه 81، عکس 5 را میبینیم که باز هم ستاره 8 پر دارد:

عکس 5. سنگ نگاره آنوبانینی در مقاله "سنگ نگاره های ایران باستان" (1942)
اما چیزی که باعث میشود برای پورپیرار متاسف شوم اینست که چرا پورپیرار به لینکی که در یادداشت پیشین داده بودم توجه نکرده بود. در آنجا من پیوند به عکس جالبی از خود کتیبه داده بودم نه نقاشی آن. حال دوباره لینک عکس آنوبانینی را گذاشته و از شما میخواهم در آن دقت کرده و بگویید 4 پر است یا 8 پر! برای راحتی شما، در عکس زیر، در کنار نقش اصلی ستاره کتیبه آنوبانینی، ستاره های 4 پر (از تارنمای پورپیرار) و 8 پر (از تارنمای خودم) را گذاشتهام. مقایسه کنید و بگویید 4 پر یا 8 پر !!!

عکس 5. بخشی از سنگ نگاره آنوبانینی. آیا ستاره 4 پر است یا 8 پر ؟
برای آقای پورپیرار نصیحتی دارم: پیش از اینکه کسی را به جاعل بودن متهم کنی، به آخرت فکر کن. در این دنیا که مشتت باز شد، حساب ما باشد برای آن دنیا.
اگر پورپیرار قرار است به منابع ناقص مراجعه کنند. به خود من میگفت! عکسهای بهتری برایش میفرستادم! عکسهایی که ستارهاش مثل وضع فعلی پورپیرار، پرهایش ریخته است!!!
پورپيرار که هنوز نمي داند قدمت کتيبه مورد ادعايش چقدر است، بهتر است خاموش بماند و به قصه بافي ادامه ندهد.
در پایان، برای چند تن از طرفداران پورپیرار که با نظرات بسیار علمی خود، ذات پلشت خود را به نمایش گذاشتند آرزوی شفای عاجل دارم. این بیخردان بایستی میدانستند که پاک نشدن پیامهایشان خبر از آینده بدی برای استادشان دارد.
نمونهای از این پیامها:
|
بدون نام |
چهارشنبه 5/2/1386 - 15:58 |
|
مرت.يکه جاک.ش جاعل بد يهودی چرا عکس ستاره بالای سر آنوبانی را عوض کردی. امثال شماها حقه بازها بايد هم که مخالف استاد ما باشيد. بی شرف ها |
|
تلمیذ |
پنجشنبه 6/2/1386 - 10:53 |
|
ج. ن.د. ه پنزاری!!! یهودی کثیف!!! اگه ز.ن.ا.زاده نیستی خودت و معرفی کن.از چی میترسی؟!!!فعلا که همه چیز بروفق مراد شما پیش می رود. |
|
بدون نام |
جمعه 7/2/1386 - 2:0 |
|
ای ح.ر.ا.م.زاده جاعل چرا ستاره بالای عکس را عوض کرده ای، جهودتر از حامد! |
ای طرفداران پورپیرار بدانید که استادتان هیچ نمیداند و مشکل شما با فحاشی حل نخواهد شد.
خدا با صابران است.
======================================================
پاسخ به سخنان پورپیرار در خصوص جزر شرقی کاخ تچر داریوش
سنگ نوشته آنوبانی نی
فيلم مستندي درباره سد سيوند (بخوانيد حمله بي سابقه سيما به سازندگان سد سيوند)
فردوسی ، ناصر پورپیرار و قوم یهود!!
برای نظر دادن به اینجا بروید