تبليغاتX
ذوالقرنين

قسمت دوم فیلم ضد ایرانی 300

فیلمی ضد ایرانی به نام تخت گاه هيچکس

این بار در ایران

کارگردان: گروهک تجزیه طلب پانترک

سرمایه گذار: موساد 

 

ناصر بناکننده یکی از عناصر حزب توده است که با نام جعلی ناصر پورپیرار از سال 1379 شروع به انتشار کتاب­هایی بی­پایه و اساس علیه تاریخ ایران پیش و پس از اسلام نموده است. وی دارای مدرک دیپلم بوده و هیچ تخصصی درباره تاریخ و باستان شناسی ندارد!

وی به دلیل کلاهبرداری از حزب توده اخراج شده است و مدتی پس از انقلاب به جرم جاسوسی برای بلوک شرق در زندان به سر برده است. در پرونده درخشان این فرد فرزند کشی خودنمایی می­کند که نمایانگر روح مریضش می­باشد.

ناصر بناکننده (پورپیرار) نه تنها با تاریخ ایران کینه­توزی مرض گونه دارد بلکه در جای جای کتاب­هایش نتوانسته است عمق نفرت خود را از شیعه پنهان نگهدارد.

جای بسی تاسف است که برخی آزادی بیان را با آزادی توهین به مردم با فرهنگ ايران، اشتباه گرفته و برای خشنود کردن اربابان صهیونیست خود از هیچ توهینی به مردم ایران رو گردان نیستند.

 

 به عنوان نمونه:

- نام فارس را بر گرفته از پارس سگ می­داند.

- وی رزمندگان و شهیدان هشت سال دفاع مقدس را با آدم کشان مقایسه کرده و صدام را قهرمان عرب خطاب می­کند!

- کوروش را که دوست دشمنش به نیکویی یاد کرده­­اند و مفسران عظمای قرآن کریم او را ذوالقرنین قرآن دانسته­اند ، به پیروی از پانعربها،  خونخوار معرفی می­کند.

- پادشاهی هخامنشیان را دست نشانده یهود خطاب می­کند.

- از روی خواب و خیال می­گوید که پس از داریوش یا خشایارشا! تا زمان صفویه کسی در ایران زندگی نمی­کرده است!!! و تمام مردم ایران را هخامنشیان کشته بوده­اند!!!!! یعنی 2000 سال ایران خالی از سکنه بوده است!

- پادشاهی اشکانیان را منکر شده و آنها را تعدادی یونانی فرار کرده از دست رومیان ­می­داند!!!

- پادشاهی ساسانیان را دروغین و ساخته یهود می­داند و می­گوید تمام کتیبه­ها و بناهای آنها را یهودیان ساخته­اند!

- زرتشت و دین زرتشتی را منکر شده و آنها را ساخته کمپانی هند شرقی می­داند!!!!

- سلمان فارسی را دروغین دانسته و ساخته یهود می­نامد!!

- هم زمان با اینکه معتقد است ایران تا زمان صفویه خالی از سکنه بوده است، بیان می­کند که زبان فارسی در دربار سامانیان ساخته شده است!!!!!!!

- گسترش شعر در زبان فارسی را در نتیجه تلاش یهود برای گسترش زبان فارسی دانسته و معتقد است خدا شعر را حرام کرده است اما مفسران قرآن برای حمایت از یهود آن را پنهان نگهداشته­اند!!!! 

- مفسران قرآن را در خدمت اهداف یهود می­داند.

- فردوسی و شاهنامه را جعلی می­نامد.

- مولوی بلخی را یهودی می­نامد!

- و در آخرین خطابه جانانه اعلام داشته­اند که حافظ و دیوانش جعلی هستند!!!!

.

- وی موذیانه با بیان "در سرزمینی که تا 500 سال پس از اسلام، مسجدی هم برای عبادت روزمره نیست، این همه امام زاده از کجا سر برآورده اند و یا امین و مامون در کجای خراسان نماز جمعه به پا می کرده اند، مگر مسلمان نبوده اند؟ (پورپیرار 30/مهر 1385)" حضور  و بارگاه ملکوتی امام هشتم شیعیان جهان را زیر سوال می­برد!!!

.

- بناکننده (پورپیرار) معتقد است که تخت جمشید یک زیگورات ایلامی بوده است!!! و باستان شناسان یهودی به دروغ آنجا را هخامنشی می­نماند. او معتقد است که لوحه­های تخت جمشید که در دانشگاه شیکاگو قرار دارد متعلق به تمدن ایلام است و باستان شناسان یهودی آنها را دزدیده­اند تا مشخص نشود تخت جمشید زیگورات بوده است!!!!!!

جای تاسف است که افرادی مثل مهندس عباس سلیمی نمین با حمایت بی قید و شرط از چنین فرد وابسته­ای، آب به آسیاب ایران ستیزان ریخته و آبروی خود را به حراج می گذارد.

مگر ايشان شيعه نيستند که از دشمن شيعه حمايت مي کنند؟!

.

ایشان با مصاحبه­های مشکوک تلاش دارند به گونه­ای مسئولان را وادار به حمایت از نظرات تفرقه افکنانه پورپیرار کنند. به عنوان نمونه بخوانید.  خوشبختانه مسئولین بخش فرهنگی نظام هوشیار بوده و به مجموعه رفتار او پاسخ منفی نشان داده­اند، که نمود آن در خشم سلیمی نمین از مسئولین سازمان میراث فرهنگی نمودار است.

نگاهی مختصر به نظرات پورپیرار، به روشني مریض بودن این فرد را نمایان می­کند ولی نباید ما را از عکس العمل به اعمال هدفمند تفرقه افکنان، منصرف کند.

در این روزها ناصر بناکننده (پورپیرار) با همکاری چند تن از اعضای گروهک تجزیه طلب پانترک اقدام به مصاحبه­ای کرده که نام آن را فیلم گذاشته است! تا به خیال خود تمدن ایرانی را جعلی معرفی کند.

اگر چه لازم است دستگاه­های مربوطه نسبت به اقدامات ضد امنیتی این گروهک تجزیه طلب واکنش بایسته نشان دهند، ولی برای روشن شدن ذهن شما و اینکه بدانید نظرات او از چه قماشی است، بخشی از فیلم به اصطلاح تخت گاه هبچکس را برای شما می­گذارم تا عمق بی سوادی و در عین حال کینه توزی این گروهک را درک کنید.

نکته بامزه اینجاست که دوست گرامی جناب آنتی پورپیرار این یاوه­ی بناکننده (پورپیرار) را با دقت کامل پاسخ داده و مشت محکمی بر دهان ایران ستیزان زده بودند. عجیب است که گروهک تجزیه طلب پانترک با علم به این موضوع این بخش از فیلم را تصحیح نکرده است. صد البته اگر قرار به تصحیح باشد چیزی جز سلام و علیک مصاحبه کننده و مصاحبه شونده باقی نمی­ماند!

 

این فیلم قرار است با حمایت گروهک تجزیه طلب پانترک و حقوق بگيران موساد در باکو نقش نسخه ایرانی فیلم 300 را بازی کند.

به بخشی از فیلم ضد ایرانی تخت گاه هیچ کس توجه کنید تا بدانید پورپیرار هیچ نمی­داند:

 

 بخشی از فیلم را اینجا نگاه کنید (همراه با نقد اين قسمت)

 

بخشی از فیلم را اینجا دانلود کنید (همراه با نقد اين قسمت)

   

از آنجاییکه تارنمای پورپیرار فیلتر شده است، برخی از اعضای گروهک تجزیه طلب به یاری وی شتافته و برایش سایتهای جدیدی افتتاح کرده­اند. فیلم ضد ایرانی تخت گاه هیچکس در تانماهای گروهک تجزیه طلب پانترک قابل دریافت است. 

 

 

 

برای نظر دادن به اینجا بروید

+ نوشته شده توسط ايران در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 و ساعت 15:47 |

مشتی خاک بر دهان پورپیرار (۱7): پورپیرار - پوريم و مرداب کتيبه ای

یادداشت پیشین تارنمای ذوالقرنین، آبی بر آتش، خزعبلاتی بود که پورپیرار در مورد کتیبه بیستون نوشته بود. استاد بسیار دانای! گروهک تجزیه طلب پانترک، با فوت کردن در بادبان قایق خیالپردازی، مدعی شده بود که در بالای نقش فروهر در کتیبه بیستون چیز دیگری بوده و باستان شناسان غربی آن را برداشته­اند!!!

در یادداشت قبل به شما نشان دادم که کدام کتیبه باعث تشویق داریوش به نگارش کتیبه بیستون شده است. باز هم دو عکس پیشین را اینجا می­گذارم تا خوب نگاه کنید.

عکس1. بالا- سنگ نگاره آنوباني­نی (برگرفته از کتاب هزاره­های پرشکوه) پايين- سنگ نگاره بيستون (نقاشی شده در سال ۱۹۰۷)

با مقایسه دو سنگ نگاره به خوبی مشخص می­شود که تقریبا تمام عناصر سنگ نگاره آنوبانی­نی در سنگ نگاره بیستون وارد شده است. بویژه نقش خورشید. البته کتیبه آنوبانی­نی نماینده رفتار ابوغریبی باستانی است. به لخت کردن اسیران توجه کنید.

 

پورپیرار تلاش داشت نشان دهد که نقش خورشید در کتیبه بیستون، جعلی است!!! البته خود مانده بود که چه توجیهی برای این جعل بسازد که به فکرش رسید که بدون هرگونه دلیل و تنها بر اساس خواب و خیال مدعی شود که: در جای نقش خورشید، نقش ستاره داوود یا شمعدان مقدس بوده است!!!! بیچاره ننه مرده هنوز نمی­داند که ستاره داوود آیا آنچنان قدمتی دارد یا نه و هنوز نمی­داند که خود یهود هم در منشا آن مانده است! نگاه کنید

مقایسه­ی سنگ نگاره بیستون با سنگ نگاره بسیار قدیمی آنوبانی­نی، آب سردی بر صورت آقای ببر کاغذی بود. پورپیرار مات و مبهوت مانده بود که چه کند و چگونه این گند را ماست مالی کند که پرسش یکی از طرفدارانش، او را بر آن داشت که مدعی شود که بنده در سنگ نگاره آنوبانی­نی دست برده و به قول خودش ستاره 4 پر را با ستاره خورشید عوض کرده­ام!!!! بخوانید:

 

نویسنده: ناصر پورپیرار                                   چهارشنبه 5 ارديبهشت1386 ساعت: 12:36

آقای جنت مکان. سئوال شما مرا واداشت تا به آن یادداشت رجوع دوباره کنم و به نکته ی تازه ای برخوردم که سخت اعجاب انگیز می نمود. در قسمت بالای کتیبه ی آنوبانی یک ستاره ی چهار پر نقش شده که نظیر کامل آن بر گردن بند مهاجم کتیبه ی دوم نیز آویزان است. این ستاره ی چهار پر احتمالا می تواند نقش اولیه ای از ستاره ی شش پری باشد که یهودیان امروز به عنوان ستاره ی داود معرفی می کنند. دقت در این ستاره ی چهار پر مرا بیش تر قانع کرد که حجار این دو کتیبه حرفه ای نیستند و قصد تهیه ی گزارشی عجولانه از پوریم برای تاریخ را داشته اند. کسی ]!!!!![ به من خبر داد که این ستاره ی چهار پر را کسانی در وبلاگ های شان برای منظورهایی با ستاره ی شمش عوض کرده اند!!! رجوع کردم و شخصا این جعل را دیدم و باورم شد که این حضرات اگر خود یهودی نباشند پس دنباله روی کامل کنیسه و حقوق بگیر آنان اند.

همانگونه که می­بینید:

1- طبق نظر استاد بی­سواد پورپیرار، بالای کتیبه آنوبانی­نی، ستاره 4 پری بوده که من در وبلاگم آن را با ستاره شمس عوض کرد­ام!!!!!

2- حجار غیر حرفه­ای بوده و تنها خواسته نقشی از پوریم بکشد!!!!!

3- آن ستاره 4 پر احتمالا نقش اولیه ستاره داوود بوده است!!!!

4- بنده (ایران) اگر یهودی نباشم، دنباله­روی یهود و حقوق بگیر کنیسه هستم!!!!

خدایا شکرت! می­پرسید: چرا خدا را شکر می­کنم؟ خدا را شکر می­کنم بدین خاطر که نشان داد که اگر پورپیرار برای یادداشتی از سوی من و ناریا2، دو خط هم جواب داشته باشد و احساس کند درست می­گوید با پر رویی تمام و با آب و تاب و چندیدن اتهام، خواهد نوشت.

اما افسوس که این بار هم استاد در تله گیر کرده است. همچون: مرداب شمالی برای پورپیرار

برای ریختن یک فرقون خاک بر دهان پورپیرار، کمی به عقب بر­می­گردیم. به نوشتاری از خود پورپیرار. به تاریخ 28/آذر/1385 بر می­گردیم که پورپیرار در آن از سنگ نگاره آنوبانی­نی به عنوان ملاکی برای مقایسه با سنگ نگاره دیگری استفاده کرده بود.

 

عکس 2: سنگ نگاره آنوبانی­نی و سنگ نگاره شیخ خان (عکس از تارنمای پورپیرار گرفته شده است)

متن نوشته شده توسط پورپیرار درباره مقایسه­ی این دو سنگ نگاره:

خصوصیات حجاری سمت راست را، خلاف نمونه سمت چپ، از تظاهرات معمول در نقوش سفارشی از جانب یک قدرت سیاسی - نظامی، از قبیل نشان و لباس و کلاه و ریش و موی سر مجعد و فر خورده و اصحاب همراه فرمانده و رشته طناب متصل کننده ی اسیران دست بسته و نقش خدای پشتیبان و غیره، خالی می بینیم. اثری است زمخت تراش، از حجاری آماتور و آزاد، که با کار خود گزارش مستقل و موحشی به تاریخ عرضه کرده است. این جا نبرد و ستیزی مصور نیست و در برابر مهاجم، نیروی نظامی نمی بینیم، خانواده ای است مواجه شده با هجوم شبیخون وار یک کمان به دست، که تبری بر کمر و پیشانی بندی به سر دارد. لباس و رفتار مهاجم، نظامی و تربیت شده نیست، تیر دان و کمان خود را، برابر عرف بردوش نمی برد، که با دست یدک می کشد و سپر دفاعی ندارد، چنان که خانواده ی وحشت زده رفتار مدافعانه ندارند و صحنه از درگیری با مهاجم و اسارت و دست بستگی آن ها نشانی نمی دهد؛ مرد ترس خورده ای است زانو زده بر سکوی استراحت خانه، با زیر اندازی بر آن، که دست ها را به درخواست نجات در مقابل صورت آورده، زنی با چشم های درشت و چهره ی کشیده و ظریف، با زینتی بر زلفان، تکیه داده به پای شوی و دستی حفاظ صورت کرده، به کمان دار التماس می کند و کودکی به پهلو چرخیده و با هاله ای از نیم رخسار، که مادر به گونه ی خود چسبانده است، زیر پای مهاجم فشرده و له می شود. این تابلو می توانست روایت روشن و سندی ماندگار از حادثه ی پلید و خالی از ترحم پوریم شناخته شود، اگر متن کتیبه ی توضیح صحنه را پاک نکرده بودند!!! پرسش ساده این است که چرا از میان این همه سنگ نوشته در ایران، متن این کتیبه ی ظاهرا بی اهمیت را سترده اند؟!! (پورپیرار، 28/آذر/1385، یادداشت پوریم 17) 

پورپیرار در یک بررسی فوق علمی در یادداشت پوریم 17، عکس شماره 2 را گذاشته و با مقایسه سنگ نگاره­ شیخ خان (عکس 2، سمت راست) با سنگ نگاره آنوبانی­نی (عکس 2، سمت چپ)، مدعی شده است که :

1-  سنگ نگاره راست، بر خلاف نمونه چپ، تظاهرات معمول در نقوش سفارشی از جانب یک قدرت سیاسی - نظامی، از قبیل نشان و لباس و کلاه و ... را ندارد. این یعنی که پورپیرار قبول دارد که کتیبه آنوبانی­نی یک کتیبه سفارش شده از قدرت سیاسی-نظامی بوده است.

2-] سنگ نگاره سمت راست برخلاف نمونه چپ،[ اثری است زمخت تراش، از حجاری آماتور و آزاد، که با کار خود گزارش مستقل و موحشی به تاریخ عرضه کرده است. یعنی سنگ نگاره آنوبانی­نی آماتور نیست. اصولا پورپیرار با مقایسه این دو سنگ نگاره به دنبال این بود که بگوید یکی شاهانه است و دیگری فقیرانه!!! اولی را آنوبانی­نی کشیده و دومی را مردمی که از دست یهودیها فرار می­کرده­اند!!!!

3- در] سنگ نگاره سمت راست برخلاف نمونه چپ،[ در برابر مهاجم، نیروی نظامی نمی بینیم، یعنی در سنگ نگاره آنوبانی­نی در برابر مهاجم (شاه=آنوبانی­نی) نیروی نظامی می­بینیم

4- در] سنگ نگاره سمت راست برخلاف نمونه چپ،[ لباس و رفتار مهاجم، نظامی و تربیت شده نیست، تیر دان و کمان خود را، برابر عرف بردوش نمی برد، یعنی در سنگ نگاره آنوبانی­نی، مهاجم (شاه=آنوبانی­نی) نظامی تربیت شده است و برابر عرف، کمان بر دوش دارد (عکس 2 را نگاه کنید).

با خواندن مطلب نوشته شده توسط خود پورپیرار به این نتیجه می­رسید که پورپیرار در صحت انتساب سنگ نگاره آنوبانی­نی به یک قدرت سیاسی-نظامی شکی ندارد و آن را سفارش شده و به قولی رسمی می­داند.

بنده عکسی از همین کتیبه­ی مورد تایید پورپیرار را برایش گذاشتم و به او نشان دادم که آن خورشید بالای سر فروهر در کتیبه بیستون از کجا منشا گرفته است. از آنجاییکه تمام بافته­های پورپیرار بر باد هوا رفته بود و در برابر پرسش خوانندگان وبلاگش پاسخ درستی نداشت، دست به آشوبگری زده و با مقایسه تصویر ارائه شده از سوی خودش و مقایسه آن با تصویر ارائه شده در یادداشت من، مدعی شده است که من در تصویر دست برده­ام و ستاره 8 پری به جای 4 پر جا داده­ام!!!!!

او که به خیال خود کشف بزرگی کرده و مشت مرا باز کرده است، بخشی از یادداشت جدید خود را به این موضوع اختصاص داده تا به خیال خود کمی از خاکهای ریخته شده در دهانش را به بیرون بریزد!

استاد جعل و دروغ و در یک کلام بوقلمون صفت­ترین نویسنده­ای که در تمام عمرم دیده­ام، برای فرار از تله­ی که در آن گیر کرده، در یادداشت جدید خود همه­ی آن حرفهای نوشته شده توسط خودش را فراموش کرده و در ذیل همان عکس (عکس 2) در تناقض آشکار با نوشته­ی قبلی­اش، نوشته است که:

 

هیچ یک از این دو نقش برجسته علائم و اعتبار رسمی و خصوصیات کتیبه های کهن را ندارند ]!!!![ و در هر دو حجاری، مهاجمان رفتار و شمایل و آرایش و البسه گزیدگان را بر خود نبسته اند. شرح کتیبه ی سمت راست را در ایران شناسی بدون دروغ شماره ی ۱۷ آورده ام و در باب شرح کتیبه ی سمت چپ نیز می توان گفت  با کاری آماتور رو به روییم که رخ داد ایلغاری خشن را ثبت کرده است. در تصاویر سمت چپ مرد مهاجم فاقد ژست ها و وقار معمول سرداران و حاکمین مصور شده در نقوش کهن است. کمانی را ناشیانه بر دوش دارد ]!!!![ و با دستی چماق و با دست دیگر تبری برداشته است. زن مقابل او، که حلقه ی اتحاد به مرد عرضه می کند، بر کتف خود مقداری وسایل نظامی می برد که در ظاهر تبر و تخماق هایی کوچک اند]!!!![. آن چه جای تامل دارد، نقش ستاره ی چهار پری است که برفراز سر مرد در کتیبه ی سمت چپ و همان نقش بر گردن آویز مهاجم کتیبه ی سمت راست قرار دارد. (پورپیرار، 6/اردیبهشت/1386، یادداشت پوریم 55) 

هرگز  نویسنده­ای را نمی­توانید پیدا کنید که این چنین بوقلمون صفت باشد. دیروز سنگ نگاره آنوبانی­نی ملاکی برای رد کردن سنگ نگاره شیخ خان بود و اثبات اینکه کتیبه شیخ خان را فراریان از پوریم کشیده­اند!!!

دیروز وضع ظاهری آنوبانی­نی ملاک عرف زمانه بود و امروز ژست و وقار حاکمانه ندارد!!!!!! و کمانش را ناشیانه در دست گرفته است!!!! درحالیکه چند وقت پیش کمانش را به عرف حمل می­کرد!!!

ببینید! چقدر زیبا یک کتیبه می­تواند در ذهن مریض پورپیرار دو نوع توصیف داشته باشد!! جایی که به کار آید سند است و جاییکه شیادی پورپیرار را بر همگان روشن کند تبدیل به اثری آماتور و بی­هویت می­شود! خدا تمام بیماران را شفا دهد.

استاد جعل و دروغ­پراکنی به پیروی از آنکه "کافر همه را به کیش خود پندارد"، در یادداشت جدید خود مرا متهم کرده است که ستاره 4 پر در سنگ نگاره آنوبا­نی­نی را با 8 پر عوض کرده­ام تا الهام بخشی برای خورشید کتیبه بیستون بسازم!!!

او با گذاشتن عکس تارنمای خودش در کنار عکس تارنمای من مدعی شده است که:

 

عکس 3. مقایسه تصویر سنگ نگاره آنوبانی­نی در دو تارنما. برگرفته از تارنمای پورپیرار

اما هنوز نکته ای باقی است: در ۸ تصویری که از کتیبه ی به اصطلاح آنوبنی در پل زهاب دیده ام، علی رغم برخی بد ذوقی ها در گرته برداری، همه جا نقش فراز سر مرد، ستاره ای ۴ پر است، که امروز در آرم اتحادیه ی نظامی اروپا، ناتو، نیز منعکس می بینیم. با اشاره هایی شاید بتوان مدعی شد که این ستاره چهار پر نخستین نما و الگوی ستاره ی داود نزد یهودیان بوده است. اما در تصویر سمت چپ ]برگرفته از تانمای ذوالقرنین[، همین کتیبه را می بینیم که کودکان نان خور کنیسه، به خیال خودشان برای محو رد پای تعویض ستاره ی فراز سر اهورا مزدا در کتیبه ی بیستون و ایجاد اغتشاش، به جای ستاره ی چهار پر، جاعلانه و احمقانه، ستاره شمش را گذارده اند!!!! آن ها و اربابان شان ظاهرا به دشواری و پس از بی آبرویی کامل بین المللی در خواهند یافت که آن دوران سروری و سلطنت شرق و ایران شناسی، بدون بازگشت سپری شده و امروز کم ترین تحرک آن ها زیر نظر جوانان هوشیار و مردم هوشیار و بد بین شده ی منطقه می گذرد. (پورپیرار، 6/اردیبهشت/1386، یادداشت پوریم 55) 

به نیکویی می­بینید که پورپیرار نوشته است: که کودکان نان خور کنیسه، به خیال خودشان برای محو رد پای تعویض ستاره ی فراز سر اهورا مزدا در کتیبه ی بیستون و ایجاد اغتشاش، به جای ستاره ی چهار پر، جاعلانه و احمقانه، ستاره شمش را گذارده اند!!!! او در بخش نظرات یادداشت قبلش گفته بود: کسی به من خبر داد که این ستاره ی چهار پر را کسانی در وبلاگ های شان برای منظورهایی با ستاره ی شمش عوض کرده اند!!! موضوع بسیار جالب و پر خنده شده است. این دست و پا زدن پورپیرار در دل خود دو فرض دارد:

1- با 8 پر شدن، ستاره سنگ نگاره آنوبانی­نی، منشا خورشید کتیبه بیستون مشخص شده و نظرات قلابی پورپیرار هوا می­شود.

2- تعویض ستاره 4 پر با 8 پر در سنگ نگاره آنوبانی­نی، در وبلاگ ذوالقرنین و صد البته در پاسخ به نظرات قلابی پورپیرار و برای خنثی کردن آن، در همین چند روزه انجام شده است!!!!

در پاسخ به این یاوه پورپیرار باید عرضه بدارم که:

1-  عکس شماره 4 در یادداشت قبل از کتاب "هزاره های پر شکوه" اسکن شده است و شما می­توانید آن را در صفحه 206 همان کتاب با عنوان: "سنگ نگاره­ی آنوبانینی پادشاه لولوبی" بیابید. بنابراین، نوشته پورپیرار که بنده برای محو رد پای تعویض ستاره ی فراز سر اهورا مزدا در کتیبه ی بیستون و ایجاد اغتشاش، به جای ستاره ی چهار پر، جاعلانه و احمقانه، ستاره شمش را گذارده ام، به یک جوک بی­مزه و قابل نشخوار توسط طرفداران پورپیرار تبدیل می­کند. چگونه بنده عکسی را که اصل آن موجود و در دسترس همگان است جعل کرده­ام؟!!!

2- حال دیدید بنده عکس را از کجا آورده­ام؟ شاید این جعل را دوست عزیزم داریوش احمدی انجام داده باشد!!! راستی! چطور داریوش احمدی در زمستان 1383 (چاپ اول کتاب هزاره­های پر شکوه) از یادداشتهای فروردین 1386 پورپیرار آگاه بوده و برای پیشگیری! دست به جعل زده است؟!!!  

3- آیا به راستی من و داریوش احمدی دست به جعل زده­ایم؟ یا پورپیرار به منابع درست و دقیق دسترسی ندارد؟! کدام؟

سری به منابع می­زنیم تا ببینیم ستاره آنوبانی­نی چند پر است.

به سراغ کتاب The Archaeology of Elam: Formation and Transformation of an Ancient Iranian State می­رویم (نویسنده: D. T. Potts)، در صفحه 319 عکس زیر را خواهیم دید که دقیقا با آنچه داریوش احمدی و من در تارنمای ذوالقرنین آورده­ام مطابقت دارد:

عکس 4. سنگ نگاره آنوبانی­نی در کتاب "باستان شناسی ایلام". (1999) ص. 319

 به سراغ یک مقاله خیلی قدیمی (سنگ نگاره های ایران باستان) از Neilson C. Debevoise می­رویم که در سال 1942 منتشر شده است. در صفحه 81، عکس 5 را می­بینیم که باز هم ستاره 8 پر دارد:

 

عکس 5. سنگ نگاره آنوبانی­نی در مقاله "سنگ نگاره ­های ایران باستان" (1942)

اما چیزی که باعث می­شود برای پورپیرار متاسف شوم اینست که چرا پورپیرار به لینکی که در یادداشت پیشین داده بودم توجه نکرده بود. در آنجا من پیوند به عکس جالبی از خود کتیبه داده بودم نه نقاشی آن. حال دوباره لینک عکس آنوبانی­نی را گذاشته و از شما می­خواهم در آن دقت کرده و بگویید 4 پر است یا 8 پر! برای راحتی شما، در عکس زیر، در کنار نقش اصلی ستاره کتیبه آنوبانی­نی، ستاره های 4 پر (از تارنمای پورپیرار) و 8 پر (از تارنمای خودم) را گذاشته­ام. مقایسه کنید و بگویید 4 پر یا 8 پر !!!

 

عکس 5. بخشی از سنگ نگاره آنوبانی­نی. آیا ستاره 4 پر است یا 8 پر ؟

برای آقای پورپیرار نصیحتی دارم: پیش از اینکه کسی را به جاعل بودن متهم کنی، به آخرت فکر کن. در این دنیا که مشتت باز شد، حساب ما باشد برای آن دنیا.

اگر پورپیرار قرار است به منابع ناقص مراجعه کنند. به خود من می­گفت! عکسهای بهتری برایش می­فرستادم! عکسهایی که ستاره­اش مثل وضع فعلی پورپیرار، پرهایش ریخته است!!!

پورپيرار که هنوز نمي داند قدمت کتيبه مورد ادعايش چقدر است، بهتر است خاموش بماند و به قصه بافي ادامه ندهد.

در پایان، برای چند تن از طرفداران پورپیرار که با نظرات بسیار علمی خود، ذات پلشت خود را به نمایش گذاشتند آرزوی شفای عاجل دارم. این بی­خردان بایستی می­دانستند که پاک نشدن پیامهایشان خبر از آینده بدی برای استادشان دارد.

نمونه­ای از این پیامها:

بدون نام

چهارشنبه 5/2/1386 - 15:58

مرت.يکه جاک.ش جاعل بد يهودی چرا عکس ستاره بالای سر آنوبانی را عوض کردی. امثال شماها حقه بازها بايد هم که مخالف استاد ما باشيد. بی شرف ها

 

تلمیذ

پنجشنبه 6/2/1386 - 10:53

ج. ن.د. ه پنزاری!!! یهودی کثیف!!! اگه ز.ن.ا.زاده نیستی خودت و معرفی کن.از چی میترسی؟!!!فعلا که همه چیز بروفق مراد شما پیش می رود.

بدون نام

جمعه 7/2/1386 - 2:0

ای ح.ر.ا.م.زاده جاعل چرا ستاره بالای عکس را عوض کرده ای، جهودتر از حامد!

ای طرفداران پورپیرار بدانید که استادتان هیچ نمی­داند و مشکل شما با فحاشی حل نخواهد شد.

خدا با صابران است.

======================================================

پاسخ به سخنان پورپیرار در خصوص جزر شرقی کاخ تچر داریوش

سنگ نوشته آنوبانی نی

فيلم مستندي درباره سد سيوند (بخوانيد حمله بي سابقه سيما به سازندگان سد سيوند)

فردوسی ، ناصر پورپیرار و قوم یهود!!

 

 

 

برای نظر دادن به اینجا بروید

+ نوشته شده توسط ايران در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت 17:59 |

مشتی خاک بر دهان پورپیرار (۱6): پورپیرار - پوريم و بيستون 2

در یادداشت پیشین تارنمای ذوالقرنین و همچنین در دو یادداشت اخیر تارنمای ناریا2 با پریشان نویسی­های پورپیرار در مورد کتیبه بیستون آشنا شدید.

در اینجا از برای فراهم آوردن اسباب خنده نگاهی گذرا به نوشتار پر از خیالبافی و پریشان­گویی پورپیرار خواهیم انداخت.

                  1- دستگاه عرب یاب!                             

شکل 1: ندینتبیره 

پورپیرار عکس 1 را پیش روی طرفداران گذاشته و نوشته است: 

در کتیبه صورت ندینتبیره به استثنای قسمت گوش، کاملا سالم مانده است. شباهت بسیار زیاد او به شیوخ و عشیره نشینان عرب کنونی، با آن دماغ عقابی و ریش پیش آمده، ............. (آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم 49) 

می­بینید که دماغ عقابی و ریش جلو آمده ویژگی تیپیک شیوخ و عشیره نشینان عرب گفته شده و بنابراین صاحب عکس عرب است! یا از  اجداد اعراب است!!!!

شکل ۲: ارخه 

در ادامه، برای این عکس 2 می­نويسد: