تبليغاتX
ذوالقرنين
 

ناصر پورپیرار دشمن شیعه و ایران است

=========================================

استاد فرای و پاره شدن چرت گروهک تجزیه طلب پانترک

در چند روز گذشته بدجوری حالِ پیرمرد قصه­گوی دست پروده­ی صهیونیسم گرفته شده است. ناصر بناکننده یا همان پورپیرار جعلی، روان­پریشی است که در خیال خود اینگونه فکر می­کند از 1000 سال پیش یهودیان در اورشلیم نشسته بوده و برای ایران تاریخ می­ساخته­اند!!!

از منشا صدامیستی نظرات او که بگذریم، می­بینیم که موذیانه در حال القای این نظر است که از 1000 سال پیش بیت­المقدس که یهودیان آن را اورشلیم می­نامند متعلق به یهود بوده است و هر آنچه مسلمانان درباره بیت المقدس می­گویند کشک است!!؛ در این شرایط قیافه ظهیرالاسلامی و وااسلامای پورپیرار و پوسته ضد یهودی او بسیار خنده­دار است.

ناصر بناکننده که از نظر اندیشمندان خنگ یا همان گروهک نژادپرست پانترک، دارای هوش سرشار به حساب می­آید معتقد است که تمام باستان­شناسان ایرانی و خارجی، از کوچکترین تا بزرگترین آنها جیره­خوار یهود بوده و آنچه درباره تاریخ ایران نوشته­اند نه یافته علمی بلکه خواب و خیالی بوده است که آش آن را از 1000 سال پیش در پایتخت یهود یعنی اورشلیم (!!) پخته­اند!!!

یکی از این باستان­شناسانی که در لیست بلند بالای خیالی پورپیرار قرار گرفته است، استاد دانشگاه برتر جهان (هاروارد) یعنی دکتر ریچارد نلسون فرای است.

ناصر بناکننده (=پورپیرار جعلی)، ریچارد نلسون فرای را در خدمت یهود معرفی می­کند!!

پورپیرار معمولا هر چه در خود می­بیند به دیگران نسبت می­دهد. او که حتی نامش جعلی است همه را به جعل متهم می­کند. پورپیرار به عنوان نوکر خودفروخته صهیونیسم به نگارشگری می­پردازد و در عین خود فروختگی همه را به یهودی بودن یا اجیر یهود بودن متهم می­کند!!!

حال،

در این یادداشت چند نکته را کنار هم می­گذاریم تا ببینید آیا پورپیرار می­تواند یک راستگو باشد یا اینکه همه وجودش از دروغ ساخته شده است.

نکته اول:

دکتر ریچارد نلسون فرای

خواندن مقاله (Remarks on The Paikuli and Sar Mashad Inscriptions) می­خوانید می­بینید که ریچارد فرای نشان داده که هرگاه متوجه شود که اشتباه کرده و باید تجدید نظر کند، با شهامت کامل دست به قلم برده و در یک مجله معتبر جهانی آنچه را که پیشتر گفته بود زیر سوال برده و خود دست به نقد خود می­زند. او با شهامت توضیح می­دهد که در کجا چه اشتباهی کرده است و درستش چه باید باشد.

دیپلمه ناصر بناکننده (همان ناصر پورپیرار جعلی)

تقریبا هر روز، حرف روز قبلش را نقض میکند و علیه آن حرف می­زند. مثلا روزی می­گوید باقی­مانده ساسانیان بودند که باعث سقوط بنی­امیه شدند و بعد می­گوید اصلا ساسانیان وجود خارجی نداشته­اند و هر که گفته وجود داشته­اند نوکر یهود است!!!! یک روز اسکندر مقدونی را آتش­زننده تخت جمشید به انتقام از آتش آتن معرفی کرده و همو را نابود کننده هخامنشیان معرفی می­کند و دشمنان اسکندر را متهم به هخامنش­پرستی و یهودی بودن می­کند، روز بعد می­گوید هر کس گفته اسکندر هخامنشیان را از بین برده، یهودی است و تلاش دارد پوریم را پنهان کند!!!! یک روز صحبت از یافت شدن اصل نامه پیامبر (ص) به خسرو پرویز می­کند و در اثبات اصالت آن مطلب می­نویسد و روز بعد نامه را جعل یهود دانسته و مدعیان را متهم می­کند که می­خواهند با اصالت دادن به نامه، وجود ساسانیان را اثبات کنند!!!!

وقتی از او پرسیده می­شود که آیا مطالب قبلی وی اشتباه بوده و وی در حال تجدید نظر کردن است؟ عصبانی شده و خواننده هوشمند را متهم به نفهمی می­کند! و مدعی می­شود که خواننده­ی پرسش کننده قدرت فهم و هضم نظرات انقلابی (!!!!) او را ندارد!   

ای کاش ناصر بناکننده (=پورپیرار) آنقدر شهامت داشت که اعتراف کند در کتابهایش انبوهی از غلط و دروغ وجود دارد.

حال کدام رفتار اخلاقی دارد و می­تواند یک اندیشمند راستگو باشد؟ پورپیرار یا فرای؟

نکته دوم:

دیپلمه ناصر بناکننده (همان ناصر پورپیرار جعلی)

او مدعی است که می­خواهد پلی به گذشته زده و رمز و راز گذشته را آشکار کند!

ولی مثل آب خوردن دروغ می­گوید و نه تنها در مورد گذشته دروغ می­سازد، درباره خودش هم دروغ می­بافد. در مورد تاریخ می­توان چنین فرض کرد که او دروغ نمی­گوید و چرندیاتی که سر هم می­کند ناشی از بی­سوادی اوست و خودش بی­تقصیر است!! اما نکته عجیب اینجاست که چرا در مورد خودش هم دروغ می­گوید!! آیا او نمی­داند که قبلا نامش بناکننده بوده است؟! او ادعا کرده است که نامش از اول پورپیرار بوده است ولی بدبختانه اربابش در حزب توده مشت او را باز کرده است و در کتاب خاطرات کیانوری از این دروغگوی کثیف با نام «بناکننده که پورپیرار امضا می­کند» یاد شده است.

دکتر ریچارد نلسون فرای

ریچارد نلسون فرای هم سال­ها درس خوانده است که رمز و راز گذشته را آشکار کند.

او تلاش می­کند راستگو باشد و تلاش کند آنچه را که در گذشته رخ داده کشف کند و راستی آن را به همگان نشان داد. خاطره زیر را بخوانید تا کمی آشکار شود که روحیه فرای چگونه است. (برگرفته از تارنمای سیاست و جامعه) 

ریچارد فرای در دهه ۱۹۷۰ در هنگامی که در دانشگاه پهلوی شیراز به تدریس اشتغال داشت بناگاه تدریس را رها کرد و به شغلی آزاد (مدیریت یک سوپرمارکت) روی آورد و سه سال بعد به اصرار و دعوت دانشگاه هاروارد بار دیگر به تدریس در این دانشگاه پرداخت. دکتر ویلیام پیرویان استاد دانشگاه آزاد اسلامی کرج تعریف می کرد که زمانی در آمریکا در جلسه سخنرانی فرای حضور داشتم. پس از سخنرانی ایشان و به هنگام پرسش و پاسخ اجازه خواستم سوالی شخصی از ایشان بپرسم. ایشان اجازه داد و من از علت ترک درس و دانشگاه در آن سالها سوال کردم. ایشان پاسخ داد:

روزی در یکی از خیابان­های شیراز قدم می زدم. به در مغازه گوشت فروشی رسیدم که در کنار آن آرایشگاهی قرار داشت. دیدم بین صاحب گوشت فروشی و جوان مشتری آرایشگاه دعوایی پیش آمده است. قصاب از آن جوان می خواست که موتورش را از مقابل سلمانی بردارد چون ممکن بود هر آن ماشین گوشت از راه برسد و جوان نیز می­گفت بگذار کار من با سلمانی تمام شود بعدا موتور را برمی­دارم. دعوا بالا گرفت و قصاب به مغازه رفت ساطور برداشت و در این میان ساطور به سر جوان خورد و جان داد. من تمامی این اتفاقات را شاهد بودم. بسیار متاثر شدم. از آنجا رفتم. کاری داشتم انجام دادم و بعد از چند ساعت که بازگشتم دیدم هنوز ازدحام مردم وجود دارد. از یکی از حاضران سوال کردم که چه شد؟ آن شخص جواب داد جوانی به همسر این قصاب نظر سوء داشته و قصاب او را کشته است. من که حادثه را از ابتدا تا انتها دیده بودم می­دانستم که اینگونه نبود. ناگهان شوکی به من وارد شد. حادثه­ای که چند ساعت بیشتز از وقوع آن نمی­گذشت چنین تحریف شده بود. من چگونه می­خواستم حوادث سه هزار سال قبل را بشناسم. تمام دانسته­های من به جهل تبدیل شد. باعث شد تدریس را رها کنم و به مغازه­داری روی آورم.

خوب! آیا می­توان با این نوع رفتار ریچارد فرای ، حرف­های پورپیرار را درباره او قبول کرد؟

فرای که شیفته تاریخ و تمدن و فرهنگ ایرانی است و به خوبی چند زبان از جمله فارسی را صحبت می­کند، چندی پیش از ایران خواست تا بپذیرد که پس از مرگ در آغوش گرم ایران­زمین به خاک سپرده شود.

پرسش:

به نظر شما کدامیک می­تواند یک دانشمند فرهیخته باشد؟ دکتر ریچارد فرای؟ یا پورپیرار (=بناکننده)؟

کدامیک اجیر دست یهود است؟ فرای یا پورپیرار؟

خیلی فکر نکنید! انیدشمندان بزرگ ایران زمین به خوبی به پاسخ این پرسش رسیده­اند. آنها فرای را به عنوان یک استاد ارجمند و قابل تقدیر مورد ارزیابی قرار داده و در بین هزاران، نشان ارجمندی را بر سینه او زدند.

آری. ریچارد نلسون فرای در نخستین جشنواره بین المللی فارابی به عنوان یکی از برگزیدگان خارجی جایزه­ای از دست ریاست جمهوری دریافت کرد تا بار دیگر آبی سرد بر صورت ببر کاغذی و گروهک ن‍ژادپرست پانترک پاشیده شود. انتخاب او در جشنواره فارابی به خوبی پاسخ پرسش­های مرا روشن می­کند. 

رییس جمهور در این مراسم از برگزیدگان بخش جشنواره بین المللی فارابی (ویژه تحقیقات علوم انسانی و اسلامی) از جمله آیت الله حسن زاده آملی، مرحوم علامه عسگری، آیت الله جوادی آملی ، مرحوم آیت الله معرفت ، استاد سید جعفر شهیدی، آیت الله جعفر سبحانی، دکتر علی محمد کاردان، آیت الله مصباح یزدی و ریچارد فرای استاد برجسته آمریکایی تجلیل کرد (حیات). 

دیگر کسی خریدار حرف­های پورپیرار و قرقره شدن آنها توسط امثال سلیمی­نمین نیست.

 

دکتر ریچارد نلسون فرای و دکتر احمدی‌نژاد (مراسم تقدیر از برگزیدگان جشنواره فارابی)

.

===============================================

۴۰ متر از ايوان هخامنشي نورآباد فارس نمايان شد

 

 

برای نظر دادن به اینجا بروید

+ نوشته شده توسط ايران در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 10:30 |