چند روزی از انتشار یادداشت (مشتی خاک بر دهان پورپیرار (1): آن شمال افسانهای) نگذشته که دوستان رفیق ناصر را دچار شک و تردید کرده است. یکی از آنها به نام مهرناز نصریه دست به دامان استاد دیپلمه میشود تا معجزاتی کرده بابل را شمالی گرداند (آمین!).
او برای پورپیرار مینویسد:
نويسنده: مهرناز نصریه يکشنبه 29 مرداد1385 ساعت: 2:52
سلام جناب استاد واقعا با یک مقاله مرا که اطلاع اندکی از تصوف و عرفان داشتم ازخواب و خیال بیدار کردید. متنی را میخواندم که علاقمند شدم درباره بابل قدیم و موقعیت جغرافیایی آن نسبت به همسایگانش و بخصوص اورشلیم و یهودیان بیشتر بدانم. قبلا از راهنمایی شما ممنونم. ضمنا تا این موقع صبح روی شاهنامه کار میکردم.
رفیق ناصر که میداند پته اش بد جوری بر آب داده شده، برای ماست مالی کردن قضیه و خارج کردن پیروانش از تردید، پاسخی کوبنده نوشته است که الحق به جای من، خودش را نابود کرد. جغرافیدان معروف پروفسور مدرسه نرفته ناصر پورپیرار میفرماید:
نويسنده: ناصر پورپیرار يکشنبه 29 مرداد1385 ساعت: 7:53
خانم نصریه. بابل نام یک امپراتوری بسیار کهن، قدرتمند و وسیع است، که پایتخت آن را نیز به همین نام خوانده اند. از بغاز کوی در ترکیه تا اور در حوالی کویت کنونی، الواح بابلی یافت شده و برخی حد شمالی بابل کهن را تا کناره های جنوبی دریای سیاه و مرز ارمنستان امتداد داده اند، مطلبی که در کتاب الواح بابلی نیز قید شده است. بدین ترتیب بابل و آشور بر سراسر قسمت شمال و اکد و بابل بر قسمت های جنوبی بین النهرین مسلط بوده اند. می توانم حدس بزنم که چه متنی را خوانده اید و بدانید بابل کهن از سوریه و لبنان نیز شمالی تر بوده است، چه رسد به اورشلیم یا جروزآلم، که در دهانه ی صحرای سیناست، ول حتی اگر بابل را در محدوده ی بغداد کنونی نیز قرار دهیم، باز هم نسبت به اورشلیم شمالی تر است. این مطلب پیچیده ای نیست و هر صاحب چشمان سالمی می تواند در نقشه های دقیق، موقعیت اورشلیم و بغداد را با هم مقایسه کند و یادتان باشد که ما در تهران به آمل و حتی شمیران می گوییم: شمال. بنا بر این شمال نامیدن امپراتوری بابل از سوی رابی های یهود، بسیار طبیعی و درست است. فلک زده هایی مطلقا بی سواد، شش سال بعد از انتشار کتاب هخامنشیان و پس از عرضه ی پنجاه مدخل جدید، که سراپای تاریخ جهان باستان یهود نوشته را به هم ریخته و رسوا کرده است، تازه به فکرشان رسیده، به غلط بابل را نسبت به اورشلیم جنوبی تر بیانگارند!!! این حد اکثر توان آن ها در مقابله با مجموعه ای است که سه امپراتوری قلابی ساخت یهود را برچیده، داریوش و کورش را از شرق میانه بیرون رانده و اثبات کرده است که تنها سرپناه آن ها یعنی تخت جمشید نیز نیمه کاره به خود رها شده است. حقه بازان را به خودشان واگذارید و به کار موثرتان بر روی شاهنامه برسید که به گمانم کند انجام می شود
چند بار پرسش مهرناز نصریه را بخوانید. به پاسخ پورپیرار هم دقت کنید. واقعا که پاسخی کوبنده به یادداشت قبلی بنده دادهاند!
همانگونه که به یاد دارید در یادداشت قبل به قضیه شمالی بودن قوم کوروش بر اساس تورات پرداختیم. در آنجا دیدید که در کتاب ارمیا و حزقیال، محل تبعید قوم یهود (بابل) شمالی ذکر شده است و آشکارا از بابلیها به عنوان قومی شمالی یاد شده است. پورپیرار بر اساس همین "شمال" ذکر شده در تورات قوم کوروش را در کتابهایش شمالی معرفی میکرد، ولی بررسی دقیق کتاب ارمیا نظریه او را بر باد داد.
او در پاسخ به مهرناز تلاش میکند افتضاح پیش آمده را به هر شکلی جمع و جور کند. پورپیرار به همان شیوه همیشگی دست به آشوبگری میزند و در همان خط اول برای پریشان کردن ذهن مهرنازِ بیچاره می گوید: بابل نام یک امپراتوری ، تا به خیال خود از دامی که در آن افتاده، محل فراری برای خود پیدا کند. برای اینکه خیال این پیرمرد را راحت کنم، این نقشه را برایتان میگذارم تا بهتر از وسعت امپراتوری بابل آگاه شوید:

نقشه1. امپراتوری بابل
در این تصویر شما وسعت امپراتوری بابل را میبینید شاید هم کمی بزرگتر از آن چیزی باشد که رفیق ناصر قصد توضیح آن را دارد. پورپیرار تلاش دارد شهر بابل را با امپراتوری بابل عوض کند. و بگوید که نظر تورات، امپراتوری بابل بوده است نه شهر بابل! بدین وسیله و با اشاره به وسعت امپراتوری بابل و تاکید بر بخشهای شمالی آن، می خواهد بگوید که چون بخشهایی از امپراتوری بابل از اورشلیم شمالیتر است، پس شمالی خواندن آن کاملا درست است. حال اگر محل تبعید یهود را به جای شهر بابل، امپراتوری بابل در نظر بگیریم، در مقایسهی شهر اورشلیم و امپراتوری بابل این پرسش پیش می آید چرا بابل را جنوبی نخوانیم؟!
جالب اینجاست که مدعی است: بابل کهن از سوریه و لبنان نیز شمالی تر بوده است. خود در نقشه1 به موقعیت سوریه (Syria) نگاه کنید آیا سوریه بالاتر است یا بابل؟ واقعا او خود را به خنگی زده است. شاید هم در ذات خنگ باشد و ما به اشتباه فکر می کنیم خودش را به خنگی زده است!
و باز مینالد که: بنابراین شمال نامیدن امپراتوری بابل از سوی رابی های یهود، بسیار طبیعی و درست است. حال بر اساس شیوه مورد تایید ناصر پورپیرار به نقشه2 نگاه کنید و به نتیجهی کاربرد این روش بخندید.

نقشه2: ایران و کشورهای اطراف آن
اگر قاعده رفیق ناصر را در جهات جغرافیایی بپذیریم، به دلیل اینکه بخشهایی از ایران، شمالیتر از پاکستان است، پس ایران در شمال پاکستان قرار دارد! و به همان استدلال ایران در جنوب ترکیه! اگر به همین شکل بخواهیم ادامه بدهیم استان آذربایجان غربی و استان ادربیل در شمال آذربایجان شرقی قرار دارند!
بنابراین، حتی با عوض کردن شهر بابل با امپراتوری بابل هم استدلال کشکی رفیق ناصر به جایی نخواهد رسید. پورپیرار می گوید: هر صاحب چشمان سالمی می تواند در نقشه های دقیق، موقعیت اورشلیم و بغداد را با هم مقایسه کند. با این حرفش موافق هستم! با چشمهای باز به نقشه1 نگاه کنید و ببینید که شهر بابل (به قول رفیق ناصر در محدوده ی بغداد کنونی) در شمال اورشلیم است؟!! حتی کودنترین ذهنها هم میتوانند بفهمند که بابل در شرق اورشلیم است ولی ظاهرا رفیق ناصر فهمش کمتر از این حرفهاست.
در ادامه رهنمودهای روشنگرشان پیچ دو پشتک جانانهای زده، مدعی میشود: به غلط بابل را نسبت به اورشلیم جنوبی تر بیانگارند!!!. در اینجا موذیانه تلاش دارد بگوید که ما مدعی جنوبی بودن بابل هستیم! عجیب اینجاست که پس از این جمله، خودِ رفیق ناصر کلی هم تعجب کرده است. احتمالا از دروغی که گفته تعجب کرده است. در متن یادداشت من هرگز چنین موضوعی مطرح نشده است. احتمالا این را هم از کارگاه دورغ سازی خود بیرون آورده است.
من و دوستان مدعی شرقی بودن بابل هستیم نه جنوبی بودن آن. تازه ما که نمی گوییم بابل در شمال است این تورات، یگانه منبع بیتحریف پورپیرار است که چنین میگوید و باعث هوا شدن نظرات قلابی رفیق ناصر شده است.
بهتر بود پورپیرار مینوشت: به غلط بابل را نسبت به اورشلیم شرقی بیانگارند. که اگر چنین می نوشت مهرناز خانم می پرسید مگر بابل قلب شرق میانه نبود؟!
آری! هر ذهن کوچکی و هر خردسالی که تازه جهات جغرافیایی را یاد گرفته است میتواند با نگاه به یک نقشه ساده متوجه شود که بابل در شرق اورشلیم قرار گرفته است و تورات در این مورد اشتباه کرده است.
پورپیرار با آگاهي از عمق افتضاحی که در آن گیر کرده، به کمک تورات آمده و مدعی میشود که: بنابراین شمال نامیدن امپراتوری بابل از سوی رابی های یهود، بسیار طبیعی و درست است. ولی با این دست و پا زدنها بیشتر در مردابی که در آن گیر افتاده فرو خواهد رفت.
شاید پورپیرار کند ذهن و فراموش کار باشد، ولی من و دوستانم اینگونه نیستیم. او می گوید که تورات در شمالی خواندن بابل اشتباه نکرده است. حال این جمله را که در یادداشت قبل هم آوردهام بخوانید و مشتی خاک را آماده کنید تا بر دهان پورپیرار بریزیم تا فکر نکند همه مثل خودش نفهم هستند.
در باب 47 کتاب ارمیا یک شمال بسیار جالب هست که خواب خوش پورپیرار را پریشان خواهد کرد. در این باب در مورد حمله مصر به فلسطین صحبت میشود.
پيش از آنكه سپاه مصر، شهر فلسطينی غزه را تصرف کند، خداوند اين پيغام را درباره فلسطينيان به من داد: بنگريد! از سوی شمال سيلی میآيد، مانند رودی که طغيان کرده باشد! سيل میآيد تا سرزمين فلسطينيان و هر چه در آن است، و شهرها و مردمانش را از ميان ببرد. مردم و ساکنين آنجا از ترس و وحشت، فرياد خواهند زد و گريه و زاری خواهند نمود (عهد عتیق، ارمیا، 1و2 :47).
همانگونه که میبینید! در تورات، مصر در شمال فلسطین قرار دارد! باز هم میخواهم که به نقشه1 نگاه کنید. کدام انسان کم عقلی حرف تورات را قبول میکند که مصر در شمال فلسطین است؟! آيا به قول خودش باز هم رابي هاي يهودي درست عمل کرده اند؟!
پورپیرار بهتر است در جواب دادن کمی دقت کند تا گند کار بیش از این در نیاید. وگرنه خدای ناکرده همه میفهمند که فقط دیپلم دروغگویی دارد. بهتر است کمتر دروغ بگوید تا کمتر دچار مشکل شود. در انتها پیامی برای پانترکها دارم حقه باز را به خودش واگذارید! او رو به موت است.
صبر پیشه کنید، تا درماندگی او را ببینید.
والله مع الصابرین
======================================================
++ نگاهی به ادعاهای ناصر پورپیرار در باره سلمان فارسی (خردنامه همشهری- امرداد ۸۵)
++ پاسخ کوبنده دکتر ترکي به جوابيه فرار گونه پورپيرار (خردنامه همشهری- شهريور ۸۵)




